Machine transcription
صفحه (۱)
سال پنجم
(شماره) ۱۸
۲۰ روپیه قیمت یکسال تمام سلف در وجه محمد عظیم خان محسوب شد
مدیر و محرر محمد نقی طرزی
سراج الاخبار افغانیه
۱۳۲۹
قيمت ساليانه
بدار السلطنة كابل ۸ روپيه كابلى
در اطراف داخله مملكت
با مراسلات ڈاک ۱۰ روپيه كابلى
در خارج مملكت
با مراسلات ڈاک ۱۰ روپيه انگليزی
و يازده روز يكبار نشر ميشود
نسخه آن در كابل يكسانى است
(اوراق كه درج نشود آماده نميشود)
الاداره و مطبعه
در ماشينخانهٔ دار السلطنة (كابل)
همه امورات تحريريه به ادارهٔ خانه
بنام مدير فرستاده ميشود
تاریخ قمری ۱۵ رجب ۱۳۳۴
تاریخ انگریزی ۱۸ می عیسوی ۱۹۱۶
تاریخ شمسی ۲۸ ثور ۱۲۹۵
❖ قصيده ❖
بر احوال زمان و گریز به مدح اعلیحضرت پادشاه افغانستان خلد الله ملکه
(کلام مستعفی)
بجز فریب ندارد زمانه کار دگر فکر کار خود افتید ای مسلمانان
سپر نیز ندارد جز این مدار دگر بهرزه دست نباید زدن بکار دگر
جهان بنوع بشر کرد بار بار جهان کنون شدند جو اعدای دین بجنگ زبون
کند چها و چها باش بار بار دگر چرا کنیم درین وقت انتظار دگر
چه کار کرد باهل زمانه باز و برار بکار خویش چو در مانده است دشمن دین
هنوز باش بدل باشدش چه کار دگر جز اتفاق مزید بما شعار دگر
بخلق کرد بسال کهن هزار ستم باتفاق بکوشید از برای خدا
هنوز سال دگر میکند هزار دگر یکی برادر دین چند کینهدار دگر
بهار سال کهن ریخت رنگ خونریزی بهم برادر دینیم ای مسلمانان
که تا چه گل شکفد سال نو، بهار دگر باشد که این زدیاری و آن دیار دگر
با شراره جهان سوخت جنگ عالمسوز خوشا وفاق که سازد یکی هزار هزار
جهان بسوزد اگر کرد یک شرار دگر بد اتفاقی که ناید یکی بکار دگر
ز خویش رفت بیک گیر و دار خلق جهان همین صد است و هزار اتفاق یک بذكر
خدا خبر چه توان شد بگیر و دار دگر همان یک است چو زو کم کنی شمار دگر
توان کشید بنا چار و چار چوب سپهر زر نمیخری ای ناقل اتفاق بزر
بلی که داده به مجبور اختیار دگر نه این متاع همی آید از دیار دگر
کجا کنیم ز سقف نگون چرخ کنار گر اتفاق بهم داشتی گروه فرنگ
جز آن کرانه کجا دیده کنارهدار دگر چرا بجنگ کشیدی یکی دمار دگر
توان ز کهنه حصار جهان نمود فرار هنوز هم رمقی داری از حیات هنوز
جز این حصار اگر دیده حصار دگر مکن بهرزه مکن صرف روزگار دگر
اگر گرفت زیار و دیار خویش دلت خوش آنکه بود ز دست تو خاک بر سر کفر
بگو که بار دگر داری و دیار دگر؟ کنون کجاست یکی چون تو خاکسار دگر
بسی بیاری یاران مبدل گه کسی به پیش به قدرت عدو نداشت وقار
درین زمانه یکی را ندیده یار دگر کنون کجاست بگو چون تو بیوقار دگر
مخور مخور غم خود خود بخور که خلق جهان هاتب ز دشمن دین ماندی از پیاده روی
یکی نمیشود امروز غمگسار دگر چه شد نبود بمال تو شهسوار دگر
چه شد که میکنی اقرار هوشیاری خصم
چه شد نبود بمثل تو هوشیار دگر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
