Machine transcription
صفحه ٣
سال نجم
شماره ١٥
و به این نعمت که ما را داده در تزاید دار تا یوم القیام و علاوه از ادای شکرانهٔ الهی توجه تمام بداریم که در باب اتحاد و اتفاق همدیگر کوشان باشیم و اوامر الهیه و ارشادات نبویه را که مدار حیات و سیاست در باب اتحاد و اتفاق و اطاعت و محبت خلیفهٔ زمان و شهریار عالمیان همواره مدنظر خود داشته باشیم که خدای زمین و آسمان پیغمبر برگزیده و امامان دین و ایمان و مقتدایان ما درین باب چه فرموده و برای ما مسلمانان افغان در ین جزو زمان چه دستورالعمل عطا فرموده است درین اوراق بعضی اوامر الهیه و سنن نبویه و اعمال و اقوال پیشوایان دین مبین را که تعلیم و تعلم آن برای اولاد وطن مقدس و باقی افراد امت ضروری بود تحریر شده در مطبعهٔ عنایت که از مراحم معارف پروری و همت عالی همت سعادت حضرت شهزادهٔ عالی تعالی جناب عین السلطنه و ولیعهدی افخم ابقاء الله تعالی تأسیس یافته است هزاران هزار بطبع رسیده و برای خریداری دولت مفت و رایگان تقسیم و توزیع فرموده و می فرمایند — الله تعالی و تقدس عامه افراد افغان را توفیق عطا فرمایند تا این نصایح مهمه را بگوش هوش شنیده و بر طبق آن عمل فرمایند — ( انه قریب مجیب ) آمین یارب العالمین
المؤلف
حقیر عبد الرب عفی الله عنه
ادبیات
ترکیب بند در هدایت اطاعت اولی الامر و دعای ذات خجسته صفات اعلیحضرت سراج الملة و الدین امیر حبیب الله خان ادام الله دولته
منکلام ( قاآنی )
خواهید دوستان اگر امید خود بکام از بنده بشنوید یکی شکرین کلام
کاین تحفه ایست طرفه که تقدیم می کنم از طبع خویش شعر تری بهر خاص و عام
نی بهر شهرت است مرا نشر این سخن مقصود من نصیحت و خیریت والسلام
داریم چون امید شفاعت بروز حشر از حضرت رسول خدا سید انام
باید که این زمان همه بر قول و فعل او باشیم پیرو همه از صبح و شام
گردیم یک دلی و اطاعت چو دین فروغ یابد ز اتفاق چو این رشته انتظام
گر نرویم بر سر نفس و هوای نفس آخر رسیم از ثمر آرزو بکام
کوشیم در رضای خدا و رسول او در راه دین فدا نمائیم جان تمام
بهر رفاه جملهٔ اخوان دین خود دست طلب زنیم ب دامان اهتمام
یعنی که جمله تا نفس آخرین خویش باشیم در اطاعت سلطان خود مدام
از جان مطیع امر امیر زمان شویم تا ایمن از مصایب هر دو جهان شویم
امروز بسکه روی زمین گشته پر شرار یک آتشست هر طرف از حرب و کارزار
پیغام و نامه بر شده توپ و تفنگ و برق بگشاده بهر فسد زمان تیغ آبدار
کم گشت از تمام جهان لیک مانده است مثل هما بروی زمین نام اعتبار
کردی نفور از خود و از خواب یک قلم گر بنگری ز غور به اوضاع روزگار
جز ما که ایمنیم تنعم ز خدای را انهم ز حسن نیت شاه فلک مدار
شاه زمان امیر حبیب الله خان که هست نوشیروان عهد خود از عدل و از وقار
قولش همه موافق شرع محمدی فعلش همه مطابق آیات کردگار
پس لازمست بر همه ما که مؤمنیم گیریم از نفاق یکسری کنار
دانیم فرض بلکه بعد آرزو کنیم با صدق و شوق امر اولی الامر اختیار
این امر را به من ز خود ارشاد میکنم قرآن بخوان که کردهمت این راز آشکار
یارب ز لطف خویش عطا کن بما همه توفیق در اطاعت این شاه کامکار
گر یک دلی بدان و سر و مال و جاه خویش باشیم جمله منتظر امر شه خویش
تا چند میل گلشن و جام و سبو کنیم بزم و نشاط ماه وشان آرزو کنیم
غافل چرا بدام هوا و هوس رویم یک چند سر بجیب تفکر فرو کنیم
احوال کفر خویش ز فرط نفاقشان نظاره چون شرار خزان در عدو کنیم
کابینیم چگونه خوار و حقیرند پیش خصم زان پس به اتفاق همه گفت گو کنیم
یاد آوریم ز عهد نخست اتفاق شان ز امداد پارهٔ دل ایشان رفو کنیم
بهر ادای فرض بما نیز لازمست کاوّل به آب بهر مودت وضو کنیم
آخر بسوی منزل مقصود پی بریم معدوم نیست مقصد ما گر جستجو کنیم
محروم کی شود ز لطف بی نیاز مقصود خویش را طلب از لطف او کنیم
فرصت به همه که رضای خدا برا جویا شویم و سوی وی از صدق رو کنیم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
