BrowseSirāj al-akhbār → page 1525

Page 1525

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1525 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

سال نجم شماره ۱۱ اینکه یک نفر منصب دار کلان روسی را به تاشکند آوردند یکدست او از آرنج بالاقطع بود و زخمی و بعذاب گرفتار بود جویا شدیم بیان نمودند که منصب دار مذکور با فوج زیادی در کدام بندر کلان مقرر بودند و يك هزار همان بندر شده بودند و بومیه مقدمه داشتند بسیار فوجی شان در آنجا رسیده بود که حساب نداشتند درین امر از کدام طرف دیگر فوج نظارت دولت علویه عثمانی و جرمنی بالای شان می آمدند محبرشان خبر داده منصب دار مذکور با فوجی و توپ خانه ها به انطرف مراجعت نموده بودند که سمت راه و سرك معاق نبود و تمامی راه های آن حقری و مرهاب بود فوجی و توپ خانه شان مسدود مانده منصب دار مذکور حکم قریب داده که مقتولین را در چقری و جرها اندازید چنان کرده اند که مقتولین و چقری ها مملو و پر گشته توپخانه و فوجی خودها را گذرانیده به کابل درین فرصت يك لوله هم رسیده بسیاری فوجی روسی بقتل رسیده و باقی جهنم گشته اند کدام تکریم بدست منصب دار مذکور برابر شده بخلال دست او را اقطع کرده بسیاری فوجی بقتل واندکی که مانده بودند تگ کرده بودند منصب دار مذکور را برداشته آوردند داکترها آن معالجه می نمودند از زبان منصب دار مذکور بیان می نمودند که به هر جهت می گفت که فوج روسی با دولت عثمانی و جرمنی مقابل شدن محال است چرا که آنها مانند اینه اند که بخشم ملاحظه نمی شوند و تمامی فوجی ما بقتل میرسد و روسها ممکن مقدمه ندارد فقط سیم بیان نمودند که در ملک روسی بسیار قحط و قیمت غله افتاده که اندازه ندارد فقط چهارم اینکه بیان نمودند که در حد چهار جوی در دشت شبان های مردمان کاریگر رمه چرا می نمودند که موتر هوایی آمده در آنجاه فرود آمده و پیاده ها و هم کرده بودند صاحبان موتر آنها را فریاد نمودند که بیائید بشما کاری نداریم از شما چیزی میخواهیم نامبرده ها آمده بودند برای آنها اجازه داده بودند که برای ما گوسفند بدهید و این قدر را دیگر اجناس بگیرید که خرج مایان خلاص شده بود چوبان ها چنین کرده بودند موتر مذکور از زبان همان چوبانها بیان نمودند که می گفتند که در موتر مذکور هشت نفر آدمان لاغر گندم رنگ بودند و هشت نفر آدمان قوی چهره بودند و در موترها بدون کاوله چیزی نبود گفتند که ما بین دولت عثمان و جرمنی میباشیم فقط اقتباس از جراید ایران افتتاح مجلس مبعوثان عثمانی نطق های رئیس مجلس و انور پاشا ۱۸ اکتوبر ۱۹۱۵ از جراید پس از تعطیل تابستانی مجلس مبعوثان عثمانی مجدداً نمایندگان ولایات دعوت گردیده و مجلس ملی با کمال ابهت و جلال افتتاح گردید و ( خليل بيك ) رئيس مجلس و پس ازان ( انور پاشا ) وزیر حربیه هريك بنوبت خویش راجع به وضعیات عمومی سیاست و جنك بيانات درخشان و توضیحات سیاسی و نظامی جامعی برای استحضار نمایندگان ایراد کردند نطق خليل بيك رئيس مجلس مبعوثان چنین است صحیفه ۸ ناسیونالیستهای هند در بیاننامه خود میگویند : « وداهای بنای حکومت انگلیز براهانت ، وحشت ، غصب گذاشته شده است . مصریهایی را که در صحرای « تل الکبیر » از تیغ گذرانیدند و سودانیهایی را که در ( ام درمان ) بکمال سکون و آرامی تا به نفر آخرین شان یکان یکان اعدام کردند . یمنی هایی را که در راه ( لاحسا ) تماماً بقتل رسانیدند . بدوی هایی را که در ( پوتومایو ) صف صف ایستاده کرده بکله تفنگ هلاك کردند ، مزدور کاران هندستانی را که از ترس گرسنه مرگی از هندستان برآمده به ( کینه جدید انگلیزی ) رفته بودند ، و در انجا به ادنا بهانه ها قصابهای انگلیز آنها را پاره پاره نمودند ، هزارها هموطنان ما که در بلوای سنه ۱۸۵۷ دهنهای خوب بسته شده بهوا پرانیده شدند ، بهزارها طفلها و زنهای ( بوئیر ) ها را که بسفالها و گرسنه گیها و انواع شکنجه ها کشتند ، عصر دیگ در ( کابل ) سنه ۱۲۹۶ هجری داخل شدند و بعد از خراب کردن ( بالاحصار ) نام تختگاه افغانها بیرق اداری در ان برافراشتند . و در هر روز مقداری کثیری از افغانها را بهزارها بهانه ها در پای دار آورده غرغره کردند ، و به اینصورت میخواستند که متنفسی در ان دیار نگذارند ، این است که خونهای همه این مظلومان غدر و خیانت انگلیزها درین وقت انتقام خود را انتظار میکشند . » بیاسنامه مذکوره با این سطرهای ذیل ختام مییابد : حکومت انگلیز به را که در هندستان تشکیل یافته است، تنها بخراب کردن وطن عزیز خودما مهم نمیدانیم . بلکه به اینهم اتهام میکنیم که جميع قوانین بشریه را در زیر پایه ای نجس خود پامال کرده میروند . حکومت انگلیز بخوبی بداند و آگاه شود که اگر هر قدر ظلمها و اشکنجه ها و فشارهایی که در تصورشان بگنجد در هندستان اجرا کنند ، باز هم خاطر جمع باشند که مانع حرکات ظفر کارانه هموطنان معزز ما شده نه شده توانست . هموطنان عزيز ما برين يك قرار قطعی داده اند و عهد کرده اند که از حد کوهستان ( همالايا ) تا به دماغه ( كو مرين ) يك هندستان مستقل و آزادی تشکیل بدهند . » مکتوب از ماورا الهر مینویسند صاحب من درین روزها از تاشکند و بخارای شریف و سمرقند تجارهای قطغنی و بخاری رسیدند از خرابی و برهمی و پریشانی مردمان روسی بیانهای عجیب و غریب که مشاهده کرده بودند بیانات نمودند اول اینکه هر قدر روسی که از نظامی و منصبدار و ملکی شان ملاحظه می شوند چنان معلوم می شوند که تمامی شان در تعزیت کلان که یومیه بستر غم و الم در خانه شان هموار و در تفکر آن مستغرق اند اگر شخصی از آنها در باب يك امری جویا شو تداول جواب نمی گویند مانند عکس اند اگر جواب بگو بند به لفظ شرین و نفیس جواب می گویند دویم اینکه بیان نمودند که هر قدر زنهای روسی که بیوه مانده بودند و می مانند درین روزها بالای رعتی خود ها تقسیم نمودند که زن های روسی خدمت شماها را بدارند و تنهاها ان ها را نان بدهید سی هزار زن تقسيمه امیر بخارا رسیده بود مدتی شده که امیر بخار ابا رعایای تعلقه خود در بن باب مشورت می نمودند مردمان رعیتی شان قبول دار نشدند که مایان زن های رومی ها را بخانه خود ها راه نمی دهیم که از همه احوال خانه مایان با خبر شوند از دست مایان تان دادن نمی شود نه زن های کفره را بخانه خودها راه می دهیم دویم بیان

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1525. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1525 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1525
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record