BrowseSirāj al-akhbār → page 1521

Page 1521

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1521 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

سال پنجم شماره ۱۱ صفحه ٤ و نه از روی حسب و نسب شرافت و عزتی را مالکست از چه رو با تمام زما وات و همسری زده بکمال بی پروائی مال مردم را بغیر حق میخورد. بنابرین سید و ملا چون اینقدر تعریف های خود شانرا از صاحب باغ شنیدند خود شان را ذیحق پنداشته امی را ملامت کردن گرفتند و صاحب باغ بر فاقه سید و ملا امی بیچاره را یکی از درختها محکم بست ، سپس صاحب باغ باز پس از کمی توقف سخن را بر ملا دور داده و سید را خطاب کرده گفت که سید صاحب ! شما چون اولا در رسول و از خاندان بزرگ و مقدس بکذات با برکات میباشید بهمه حال شما در مال من ذیحق و مختارید مگر هیچگاهی گمان نمیرم که ملا صاحب در کدام کتابی از کتب فقه شریف خوانده باشد که مال مردم خواری بغیر حق حلال و مباح است . از ارو با تفاق سید ملا را هم بيك درخت دیگر در پهلوی امی محکم بسته کرد . و چون از ان فراغت یافت سید را که تنها مانده بود یکمال سهولت در جوار دو رفیق دیگرش یکی از تنه های درخت مضبوط بست و فی الحال از درخت بر آچند چوب کلفت و درشتی را کنده هر سه نفر را بوجه دلخواه تا که میتوانست لت و کوب نمود ، و به اینطریق از هر سه نفر انتقام کشید . پس اگر سید و ملا و امی از ابتدا به سخنان صاحب باغ بازی نمیخوردند آیا گاهی ممکن می نمود که صاحب باغ بچنین آسانی بر اراده و مقصد خود نایل و کامیاب مکر بسبب نفاق و اختلافی که در آنها بظهور پیوست هر سه نفرشان یکی بعد دیگری به بسیار سهولت بدست صاحب باغ گرفتار گردیدند . بناءً علیه اگر در مابین دولت و ملت و پادشاه و رعیت تفرقه و اختلاف و جدائی و نفاق رو دهد و هر کدام خود باشد یعنی دولت بی صلاح ملت ، و ملت بی مشورهٔ دولت هر يك فرداً فرداً و جدا گانه طریقی اختیار نمایند بی شبهه باعث زوال و خرابی هر دوی آن خواهد شد ، و برخلاف آن اگر ملت و دولت هر دو بصلاح و مشورت یکدل و یک زبان بوده متفقاً و متحداً در حفظ ناموس دین و وطن بکوشند سبب عزت و اقبال هر دوی شان خواهد گشت : دولت همه ز اتفاق خیزد بدولتی از نفاق خیزد هر دولت و ملتی که با هم دست اتفاق و اتحاد را داده اند و بیک صورت متفقه در سر انجام نمودن یک کاری کوشیده اند همیشه بر آن مراد و مقصد خودها کامیاب آمده اند [در اینجا جناب عالی نائب السلطنه صاحب افخم در تائید قول همایون فرمودند که بلی کامیابی ها و فتوحات حاضره جریها بسبب همین اتفاق دولت و ملت شانست که هر دو دست یک کرده در مقابل دشمنان خود می جنگند] لهذا ما را لازم است که دولت و ملت بایکدیگر اتفاق کرده در ترقی و تقویت و صیانت دین مبین اسلام بکوشیم و در همه وقت و هر حال بکمال اتحاد و یگانگی با هم مربوط بوده اگر ترقی نصیب باشد هر دو ترقی کنیم و اگر عیش باشد هر دو استراحت کنیم و اگر غم باشد هر دو مغموم باشیم اگر امن باشد هر دو با تفاق همدیگر در حفظ امن خودها سعی کنیم و اگر جنگ باشد هر دو یک جا و پهلوی همدیگر بمیدان جنگ برویم ، غرض اگر آباد شویم هر دو یک جا آباد شویم و اگر خراب شویم هر دو یک جا برباد گردیم مال و عزت پادشاه را رعیت از خود و مال و حال ملت و رعیت را پادشاه از خود بداند . اگر بر مال و ناموس رعیت و ملت تجاوز و دست درازی شود پادشاه آنرا بر مال و ناموس خود تجاوز بداند و اگر عمال سرکار دست اندازی شود ملت آنرا بر مال و ناموس خود دست اندازی بداند [در اینجا عموم حضار با آواز بلند گفتند که پیر و مال و اولاد خود را فدای پادشاه خود می کنیم) مدعا در هر وقت و هر حال اگر شدت باشد باشم ، و اگر خوشی باشد یا ماتم میباید که خود ما را یعنی دولت و خود را يك شخص و یکوجود دانسته در ترقی و عزت ، و خرابی آن هر دو بایکدیگر شريك و سهیم باشند [صداهای پرجوش قبول و امتثال تا بحال هر قسمی که بود باکی نداشت ولی این مسئله اختلاف بین ما و ملت ایران يك سر مشق عبرتی است که برما لازم میسازد که بهر و هر طریقی که ممکن باشد خیال رعیت و ملت را برای خود و فکر ملت با آنها بفهمانیم که هر دو يك کاری را خواه در ان منفعت و فایده نباشد یا نباشد با تفاق همدیگر اختیار کنیم : من نمیگویم که در فکر زبان یا سود باش ای زفرصت بیخبر در هر چه هستی زود باش لهذا خواستم که این فکر خود را چنانکه شما بیان کرده بهمه و رعایای افغانستان بدانانم که احیاءاً اگر کدام واقعه در پیش آید تا دولت و ملت هر دو متحد الفکر و متفق الکلمه باشند و یکدل و یکرو گردیده در حل آن کوشش ورزند بنابرین در خصوص چنان امری که بهمه اطراف و ولایات مملکت فرمانها فرستاده شود و از هر فرقه ای یک یک نفر از طرف عموم اهالی آن بطریق وکالت انتخاباً بدار السلطنه کابل بیایند ولی چون درینصورت بی اشکالات موجبات و آمدن وکیلها از جا بجا ، و علاقه های دور دست سلطنت مانند قندهار ، و مزار و غیره ، و سر رشته کوچ و بار گیری شان علی الخصوص در موسم زمستان خیلی باعث تکلیف و مشقت بود ، و بسبب بطی طریق ، آمدن و رسیدن شان تا بسه چهار ماه در تأخیر و تعویق و انتظار بسیاری کشیدن لازم میشد ، از اینرو امر فرمودیم تا دو قسم بعبارت دیگر ، فرمان ، چاپ کنند که قسم اول آن مخصوص برای علاقه ها و محالات که بدار السلطنه کابل قریب هستند مانند های جلال آباد و لغمان و کوهستان و غیره که از انجام امر در مابین ۲۵ روز بدار السلطنه رسیده میتوانند که یعنی از پنجه تا تاریخ ۱۵ ماه حمل محتملست که برسند، و قسم دوم آن برای و اطراف دور دست مانند هرات وقندهار، ومزار ، وقطغن و غیره تخصیص دارد که و کیلهای هر یک ازین علاقه ها به کُنه خودها مراجعت نموده نزد نایب الحکومه آنجا جمع شوند. و کیلهای هرات نزد نایب الحکومه هرات، و از قندهار نزدگی قندهار، و از مزار شریف نزد نايب الحکومه مزار شريف ) نزد نایب الحکومه قطغن، و از میمنه نزد نایب الحکومه میمنه. هذا القياس و از هر جا بسوی نایب الحکومه وجانب حکومت ) همانجا متوجه شده فراهم آیند، و هر دو اشهار مذکور را که اول آن مهر و دستخط شده است و برای شما هر دو قسم آوردیم (۱) قسم اول اشتهار و آن فرمانی است که برای علاقه های فرستاده میشود (۲) این اشتهاری است که برای علاقه های دور دست سلطنت فرستاده شد. ذات پادشاه مکرم صفات با دانش و دین اعلیحضرت من و این هر دو قسم اشتهار موصوف را به ترتیب فوق کمال فصاحت که هر کس آنرا بخوبی شنیده و بدرستی فهمیده می توانست قرائت فرمودند ، واخيراً چون از خواندن آن فراغ حاصل شد.

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1521. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1521 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1521
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record