Machine transcription
صحيفة ٦
سال نجم
محض ملاقات شما فرزندان خود زحمت سواری است و کرد راه و شاقه کدا بناتجهة سر مشق دادن شما وجود گرفته و اراده کردش عمل کندا نمودم انشاء الله مراتبه الى غير سواری اس ملاقات شما را خواهم نموده ازین بیان همایونی معلوم است که آن پدر مهربان تا چه در چه ترقی ملت را بوجود خود خود روادار شود و بالا رما و تنها لازم است که سرو مال و جان خود را فدای پادشاه خود نموده و دست ( تحبل المتين ) اتفاق زده هم چشمی و حد ورقات و تن پروری و عیاشی و دشمنی و دزدی و قاربازی و افعال ردیله را که خدا و رسوله صلى الله عليه وسلم از ان نهی نموده از خود دور داشته اولا خدمت حكام بزرك و كمان افسران ملت نجیب خودها عرض میداریم آمچون اعلیحضرت همایون زمام کار رعایای صادقه ملکی و نظامی خود را در هر علاقه و اطراف محول شما کرده و شما را در عدالت آزادی مقرر کرده و از همه ملت شما را داری داده ونمو جب عهد نامه ها شما را امین و نگهبان زرمه خود مقرر نموده باید قدر این است علما بهتر از پیشتر داشته و کمر اتفاق را همچنین که حال بارین خودها بسته دارید محکم بربسته نمائید زیرا که اتفاق شما حکام و زركان وكان افسران رشید که بعد از اعلیحضرت همایونی منزله بندی را برما رعایای ملکی و نظامی تعلقه خود دارید و امروز جمیع ملت باتفاق شما چشم امید داشته و آبادی وطن خود را از شما خواهان بوده و اتفاق شما باعث اتفاق ملت گردیده و مات هم از (حد) و ( رقابت ) و ( قاربازی ) و افعال شنیعه دست بردار شده و باتفاق شما دست تعدی ظلم کوتاه کردیده و تجارت رواج یافته صنعت زیاد گردیده و زراعت ترقی کرده بفقره اتفاق شما احکام شریعت اجرا یافته وقو م اتفاق شما سرحد و تفور محکم شده و با خلق شما مدارس رواج پیدا کرد، و باتحاد شماها رامها یک دوست شده و با خلق شما مات دا نا گردیده خود را دشمن و دوست را دوست داشته و باتفاق تها حب بإنشاء ووطن در کانون سینه ها جا گرفته و برکاب اتفاق شما بانها در راه دوستی پادشاه اسلام ووطن غرز فدا شده و باتفاق می توانید از ماین بار خواست نموده و به صادق النطاق تائید خلاصه آنچه ترقى دولت و ملت بعد از وجود اعلیحضرت همایونی و خانه دان عظیم الشان شاهی بسته موجود شما زر كان ملت و دولت میباشد چنانچه از روی تاریخ خوب استنباط می شود که هر دولتی که حکام ملکی و نظامی آن اتفاق داشته آن دولت به ترقی بوده زمانی که مابین این دو قوه آتش نفاق افتاده اولا بی اتفاقی آنها به تعلقات شان سرایت کرده و از آنها بدوستان شان نشر نموده کم کم دامن بالتعلت لکه دار شده این فقره باعث جری شدن اشخاص فتنه انگیز گردیده و هر كدام يك چيز را بخو د بست و بنای دزدی و حرامزاده کی را گذاشته و در بارها هم یکدسته بعناد دسته دیگر بنای معاونت را گذاشته
دیاره ٧
خورده خورد، بواسطه نمودن باز خواست بات نا امید گردیده در بشوق ریزه ریزه دشمنان سلطنت هم که چنین روز را از خدا خواهند دست و باید کرده آهسته آهسته باشاده و ایما و دلایل های چینی گناه را بوجود سلطنت ثابت کرده و ملت را از پادشاه رو گردان ساخته و چون بی اتفاقیان بدربار سلطنتی نیز سرایت کرده و هزار کانی هو اخوام بگمار می شد، شخص سلطان نیز از حقیقت بغیر مانده و عاقبت همین کو ایف باعث انقراض سلمی یک خانه د یک خانه دان دیگر گردید. و هرج و مرج ما بین ملت پیدا شده به ملت خبری و نه ان حکام خاین بهمراه رسیده عاقبت دست ندامت و پشیمانی سودی ندان بلکه کتاب ها در این مقولات تصنیف شده که هر گاه مثال ها و دلایل تحریر شود باعث تطویل مراسله ما خواهد گردید الحمد لله که از گوشت اعلیحضرت همایون و نشر روزنامه مباركه افغانیه ومضامين ان جري فریده که مبنی بر همین فقرات غیرت آمیز بوده شما حكام وكمان افسر و بزرگان ملت استفاده های برده و مثل برادران صلبی در هر ایالت و ولا محروسه افغانیه با هم اتفاق نموده و ترقی ملت را برنمه گرفته اید در این لازم است که بدعا کوئی از دیار عزت و ترقی و اتفاق نها ختم کلام خود را نموده راد ان نظامی خوده
کار مثال های تو المبرها
(موعینی یکرون) نام در هوای جسکی انکار
تار این دوی حب البحر الان غرق شده
خر شباب عرب
مخاطب ساخته بكوم اعلیحضرت پدر مهران افغان شمارا فروند حد نمود وهداء الوقت وعامل و عيدين بعيدين قرار پدری در مقام پرسش ام شما بر آمده و توجه و وشو كنتها افزوده و ق داريك و تيم مقرر کرد به نشان های صداقت افراز فرموده و شیوه و اتفاق را به احكامك در سات وسادشها تعليم گردیده و زراعت ترقی کرده بفقره اتفاق شما احکام شریعت اجرا یافته و الفاطیکه بوی نفاق از ذکر آن مشام میرسید از مایین به هدایان موقوف داشته چنانچه در زمانهای سابق مابین ما اهالی افغان من کرد، و باتحاد شماها رامها یک دوست شده و با خلق شما مات دا نا گردیده دشمن گردید بود که اشخاص تو گر همدیگر را بلفظ نظامی خطاب خود را دشمن و دوست را دوست داشته و باتفاق تها حب بإنشاء ووطن واشخاص غیر نو کر دار عینی گفته این لفظ نظامی در عینی اهالی را به در کانون سینه ها جا گرفته و برکاب اتفاق شما بانها در راه دوستی پادشاه دو شعبه جلوه داده صنف نظام بخیال مردمان خارج دولت مامی اسلام ووطن غرز فدا شده و باتفاق می توانید از ماین بار خواست نموده که البته از جمله رعیت خارج خواهد بود اعلیحضرت همایونی و پدری و به صادق النطاق تائید خلاصه آنچه ترقى دولت و ملت بعد از وجود ما محض به اتفاق من تجيب
[TRUNCATED—MAX_TOKENS]
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
