BrowseSirāj al-akhbār → page 143

Page 143

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 143 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صفحه ۱۲ نمبر ۱۱ يادآورى ( سراج الاخبار افغانية ) با نشر نمبر دوازدهم خود یک دورۀ ششماهه خود را کامل مینماید لهذا بيشتر كسان گرامى كه شش ماهه به اشتراك اين اخبار مبارك رغبت نموده اند تجديد اشتراك شانرا ياد آورى كرده ميگويم كه سر از نمبر دوازده اخبار ما با بعضى تجددات مقبوله بنظر قارئين كرام عرض وجود خود خواهد نمود . چنانچه در عدد صفحه ای خود افزونی میدهد . یک رساله فواید اسلامیه بنام ( علم و اسلامیت ) نیز به قارئین گرام خود تقدیم کرده کسب فخر و شرف میورزد . و در عدد صفحهاى خود چهار صفحه ديگر علاوه كرده حجم خود را از دوازده صفحه تا نزده صفحه ابلاغ مينمايد تا بعد ازين مقاله اينكه باقى دارد مانند ثروت ملل ، و غيره در نمبر هاى آينده منطق دوام نمايد و در مضامين منفعت آگين خود نيز افزونى ميدهد ، و الى سبيل از همه جهت يک آثار ترقى و تجدد نشان داده در جلب منفعت و استفاده قرائت قارئين كرام خود كوشش ميورزد ، و من الله التوفيق . هر مقاله باينكه دستخط ندارد از طرف مدير و سر محرر سراج الاخبار افغانيه است بسعى و اهتمام الحاج عبد الخالق پسر مرزا افغان مهتمم چاپخانه دارالسلطنه كابل مهتمم ميرزا محمد جعفر قندهار طبع شد در هر قدم در ركاب اين شوخ مست استاد بيكباره آمدن اى شهريار ناز عمر است همچو آب روان در گذر بيا گر شد چه شد بطالع ما دور آسمان يعنى چه شد كه شد دل رنجور ناتوان كز از غم فراق تو برديم نيم جان از شادى وصال تو مرديم ناگهان جانا ترا كه گفت چنين خيره سر بيا رفتى دگر نيا مدى اى سرو بوستان بازار ميرود در فراق تو جان دادى پياده و گذره و مهره و فگند گفتى كه ماه نيست بسرت خواهيم آمد زان پيشتر كه عمر من آيد بسر بيا يك لحظه سر بحرف و فايم نهاده ام فارغ دمى ز رنج جفا و ستم نه ام در فكر روز تيره ما هيچ هم نه اى اى آفتاب حسن خورشيد كرم نه اى گر شام رفتى از نظر من سحر بيا آن سيمتن كه خون جگرم ريخت در قدح كارم بجان رسيد الهى ز سايه ام تا كى بزير تيغ جفايم نشانده است بر من چشيده تاب و تب و فراهم از آن سودى شدم از هجر تو اى خوش خرام بيا عاشق كه جز بحوصله سامان نميكند آه سرد ميكشد و قرآن نميكند اين گونه گر تراود اشك اين گدا گاهى قدم بخانه چشم ترم نهى ياد است روز و شب ز جدائى درين ديار جانا كجا علاج دل زار ميكنى كى چاره تب سينه بيمار ميكنى كى نظر داغ اين دل افگار ميكنى غافل ز سوز سينه ام انكار ميكنى تا با درت شود دو قدم پيشتر بيا خوبان كه تازه از مادر ايام زاده اند از چون تو خوب روى نكوئى نداده اند مهر تو كيمياست و دل بر آن نهاده اند ما را محبت پدرى با تو داده اند خوش بى تكلفانه بيا اى پسر بيا پوشيده بيدلى ز جهان چشم پر فتن مستى اين مى از ميان برده اين جهان در آتش بلند اگر ميكنى نهان واقف بدرد و داغ دل عاشقان نهان وقت وقت بر سرش از ره دگر بيا

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 143. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/143 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/143
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record