Machine transcription
صفحه ۹
تدریجاً عیان نموده سعی خامه را در سینه ان تحریر به صورت جولان داده است :
در وقت حاضر کسی که از یاد شان اسلام بر حالت خرابی و خسته گی اسلام اشک خون موم نرم شده است جاناً آن مرد داد دین وقت اسلام پادشاه معظم ملک افغانستان است که نام شریف او (اعلیحضرت امیر حبیب الله خان) است. هیچ یکی از حکمرانان موجوده مسلمانان به این حکمران رحیم القلب هرگز مقابله کرده نمیتواند خدا میداند که اگر هر قدر انسان سنگدلی باشد چون آن تقریر دلپذیر این امیر معظم اسلام را که در باب همدردی مسلمانان بیان فرموده بشنود آن سنگدلی خود را ترک خواهد کرد، چونکه از هر لفظ تقریر آن اسلام مجدد و این ترشح میشود که آن تقریر اگر چه بزبان به الفاظ ادا کرده است ولی از هر کلمه آن قلب مبارک شان در باب حالات خرابی مسلمانان ظاهر میشود. از هر کلمه این تقریر تاجدار معظم جلیل القدر، ادراک روشن ضمیری و زمانه شناسی اعلیحضرت شان پدیدار است.
تردید
در بخشی از ترجمه اخبارات انگریزی چندین نوبت مستور شد که اعلیحضرت امیر صاحب برای توسیع ماده استخدام چهارده هزار عسکر از پش بولاک حکم فرموده اند و نیز فرموده اند که مردم مشنواری ما در فوج داخل کرده شوند، و مشنواریها گفته اند که ما برای خدمت امیر صاحب با این عدد در افغانستان خوش نیستیم و اگر امیر صاحب ما بیرون حدود افغانستان بفرستد تا خواهیم رفت نقطه غلطه و واهی بودن این خبر از طرز تحریر آن مانند روز روشن هویدا است، زیرا اول میگوید که مردم شنواریها در فوج داخل کرده شوند، و باز از راضی نبودن انها بیرون حدود افغانستان بحث میراند که بخفته ماندن بر خدمات شان لهذا بی اصل و اساس بودن این خبر را اعلان میدانیم، و میگوئیم که اقوام شجیعه دین دار افغانستان بجز گی در وقت لزوم بخدمت فوجی دوست خود شان ديناً و ايماناً مکلف و مجبور میدانند. اولا در باب فوج گیری قوم مشنواری امر نشده و اگر بشود هر فردی از افراد هر قوم و هر قبیله رعایای صادقه افغانستان در سر وقت و هر دقیقه برای خدمت دین و دیانت و وطن خود حاضره آماده میباشند.
اريات
رفو چکر ہوا
(از الشرح مراد آباد اول و نوشت رفت) (۲) مندرج بود یک زبان مهربانی مینا درج صحت نموده به اینرسیده غزل ها جوانه گانه که از نظر برادران مسلمان هندی زبان، جلوه گر ساخته است، و نظیر عربی در صبح جناب قاضی (جلال الدین امام ادبی) بزبان اردو و عنوان (رفو چکر ہوا) درج بوده است که اینتر آن غزل اردو را برای استفاده موطنان عزیز خود و تفریح قلب برادران هندی که در وطن عزیز ما اقامت دارند اینجا درج مینمایم.
غزل
درد کی زمین پر حکیمی نے کی لی بنا سب حاسد و ها کا غذات رفو چکر ہوا
عذر حسن سے حد رہی ہوئی بر ملا دوره نور شمشیر و ماہ اب رفو چکر ہوا
فن شعر و شاعری کی قدر دانی کی سخن دانش و نکا تیز اب رفو چکر ہوا
عقدہ ہاے کرم کی کھولی ناخن سیاسی ہی کا محمد مسیحی کارخانه اب رفو چکر ہوا
بیو را سال نام کے ساتھے چال چلینا عامیانہ اب رفو چکر ہوا
ارمان کی بھی ضرورت نہ رہی حال چلینا عاشقانہ اب رفو چکر ہوا
کی اس عہد کی ہونے لگی ہر گھر محمد میں نماز بیا گہرو گہنا سونا اب رفو چکر ہوا
خار خار سے نشیمن بچگیا باغبان بارگاه و آستانه اب رفو چکر ہوا
آج سے پٹرول خادم بھا بود مجبل غلام باج بیعت کا تو درگاه اب رفو چکر ہوا
عظم کی پروانہ نے اڑ وادیا ایسا کو مرغ دل کا آشیانه اب رفو چکر ہوا
بید تعزیرات کا سے منسلی قانون کی لاہ گاہ و کارخانه اب رفو چکر ہوا
حسب توئی جس میں پھر ہوئی تازہ و جلا جلوه پر کیا تھا بہانہ اب رفو چکر ہوا
محبت کے تازیانہ اب رفو چکر ہوا خواب غفلت کا لحاف اب رفو چکر ہوا
این شعر بسته بسیار یعنی اور جناب جلال شیرین مقال بزبانها شوق طبع محرره بر گردید و بطور تتبع و تقلید آن عبارت در ریده شد:
غزل طبع
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
