BrowseSirāj al-akhbār → page 1222

Page 1222

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1222 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صحیفه ۱۳ تیاره ۲۰ سال چهارم خانه شیر محمد هشت نفر اولاد و عیال و پدر و مادرش موجود است و در خانه عبد الباقي و در خانه ولی محمد دوازده نفر موجود است و در خانه ملك سيف الدين اولاد و اقارب مذکور می چهل نفر میشود تا به ظاهر شدن مرض او عادتاً همه يك جا و يك وجود بودند. وقتی که مرض از برای او معلوم شد بخانه آن ده نفر مانده دیگر تعلقات شانرا جدا نمودیم به پسر آن که هم خانه پدر بودند و يك پسر دیگر آن آقا محمد نام خانه علیحده داشت که همراه پدر خلطیت نکرده چند یوم بعد از پدر خود عبد الرحمن و آقا محمد پسران ملك بيك روز مریض شدند هر گاه فرض کنیم که عبد الرحمن هم خانه پدر بود مرض را از پدر گرفته آیا ناجوری آقا محمد بچه قسم تفسیر کرده میشود باقی سی چهل نفر که همراه ملک خلطیت داشتند چرا مریض نشدند و الحاصل همسایه ها و دیگر مردمانی را که با ملک محمد و ملا قیام الدین و عایله هایشان اختلاط میکنند بسیار نفری میشود حال آنکه تا بامروز در هیچ کسی شکایت ظهور نکرد از وقتیکه مواد مرضیه در وجود دخول میکند تا بوقتیکه مرض ظهور می یابد روزهای را که در بین اینمدت میباشد آنرا دور تفریح میگویند بنابر این دور تفریح طاعون از بیست و چهار ساعت تا به سی و شش ساعت است که باین حساب شیر محمد از سیزده روز محمد ایوب و عید الباقی از دوازده روز عیال ولی محمد از یازده روز با این سووقات کرده اند پس چون چنین باشد از پنجاه شصت نفری که در اینخانه ها موجود دارند در هیچ یک از آنها عوارض مرض دیده نشود این مرض را مرض ساری گفتن و این حال را طاعون ادعا کردن برای یک طبیبی که از جدیت و شرف طبابت نصیب داشته باشد يات معامله جدی شمرده نمیشود مع مافیه برای این همه وقوعاتی که از اول تا باینجا عرض کرده آمدم و وقوعاتی که تا تاریخ آمده و گذشته است استنباط کرده بکمال اطمینان عرض کرده می توانم که در این حال حاضر المرض طاعون نمیباشد تا بحال اصولیکه تطبیق کرده شده عبارت از يك کمانی بود كه يك مرض متعدی موجود است مع مافیه در خصوص بقای آن بالغو آن باقی الحال و یا بعد از تحقیق دیگر حکم اعلیحضرت هماپولی تعلق دارد و من الله توفيق محرر يوم یکشنبه ٢٤ شهر جمادی الثانی سنه ۱۳۳۳ دكتور منيربيك ( از محکمه اطلاعات ) ( از بدخشان رسیده ) اینکه روز دوشنبه ۱۱ ماه جمادی الثانی بعمل دونجه روز در جوسا ابر پیدا شده باران شروع بیاریدن نمود همینکه دو ساعت از نزول باران و مداومت باران منقضی گردید از دره جوز کوه علامات آمدن سیلاب ظهور نموده از مجرای دره که آب دهشتناك سيلاب بيك جوش و خروش مدهشی خارج میشد اطراف خود را عموماً در زیر جریان خود در آورده راه پیمانی می نمود – موسفیدان و کهن سالان شهر فیض آباد عموماً بهمین يك سخن اقرار داشتند که در مدت العمر خود سیلابی بدین وخامت ندیده و نه شنیده ایم – قربان محمد نام شخصی باشنده کبی کامکان بجهه فروش نمك در بازار شهر فیض آباد آمده نمک های خود را فروخته جریده همراه مرکب های خود روانه ماوای خود بود در مقابل روضه مطهره خرقه شریف زاد هم الله شرفاً و تعظيماً با سیلاب خانه خراب بغتاً تصادف نموده و سیلاب مدهش دفعتاً مرکبهای او را بلعیده غرق و ناپدیدار ساخت قربان محمد بتلاش خلاصی جان خود افتاده اگرچه مردم بسیار باطراف آن پراکنده بودند و باحوال قربان محمد مذكور افسوس و حسرت خورده حتی الوسع در رهائی دادن او می کوشیدند اماسیلاب سیاه روی که خزیده و جهیده لحظه بلحظه افزونی میگرفت هیچکس را طاقت آن نبود که در عقب يك شخص جان بلب رسیده خود را بآب مذكور انداخته محو و هلاك گرداند همان است که قربان محمد مذکور مرگ را با خود دست و گریبان دیده رخ بطرف آستان مطهره روضه خرقه شریفه نموده نیازمندانه يك التجای خلاصی خود را نموده و هنوز از عرض التجا کیشی خود خلاص نگردیده بود – که موج سیلاب همچون يك براگاهی قربان محمد را برداشته بشکلی غرق و ناپدید نمود همه که حاضران را اشک در دیده پدیدار گردید – و از عقب قربان محمد بصدها و هزارها خروار سنك های بزرك و كوچك و ريك و گل و درخت و غیره را سیلاب از کوه می آورد که قربان محمد با آنها آمیخته بدریا ب کوکچه ناپدیدار گشت دریا ب کوکچه با چنان وسعت و عرض و طولی كه مالك است آنقدر مملو گردیده بود که دهنه مجراهای پل خشتی قریب دو ساعت مسدود گردیده بود و هر قدر آسیاب و آبادی که پدر مذکور بوده همه را خراب و مهدم گردانیده برده سیلاب مذکور بقدر دو ساعت بهمان يك قرار ترقی و طغیان داشت – بعد از ان رخ به تنزل نهاده خاموش گردید – فردای آن که روز سه شنبه ۱۲ ماه حال باشد جناب جلالت مآب حاجی محمد گل خان جرنیل نظامی با منصب داران عساکر ظفر مآب دربار عسکری جمع بوده مشغول خدمات محوله خود بودند – که دفعةً قربان محمد مغروق در مجلس عسکری حاضر شده ادای سلام نمود. جناب جرنیل صاحب و همه حاضرین که از احوال روز گذشته قربان محمد متاسف بودند محیرت دوچار شده خوب تحقیق کردند که خود قربان محمد مذکور است جویای احوال او شدند – بیان سرگذشت مردن و زنده شدن خود را بدینقرار شرح داد – در وقتیکه آب مرا فرو برد تا بچند قدمی دست و یا زدن و بی اختیارانه رفتن خود در زیر آب بخوبی میدانستم بعد از ان از شدت صدمات امواج و مسدودی نفس از هوش بر آمده باحوال خود ندانستم بعد از نیم ساعت تخمیناً آب مرا بالا کرده و سطح بر آورده بود که از هوائی که بدماغ من رسیده بهوش آمده چشم خود را کشودم خود را بر سطح آب و يك چوب بید بری را در پهلوی خودم وجود یافتم به بسیار ناتوانی دست دراز کرده چوب را گرفتم و بیادم آمد که یک جاه پر از گندم و دو فرد گاو قلبه دارم همه را در راه نجات خود

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1222. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1222 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1222
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record