Machine transcription
صفحۀ ٦ سال چهارم شمارۀ ۲۰
و خراب میکنند، در عزت و اعتبار و حقوق هيچكاه يك مسلمان بسيار معتبر و با حيثيت بايك آدم معمولی خود شان را بری کرده نمیتواند اگر اولاد مسلمان هزار بار بدرجۀ خود شان تحصيل يافته باشد باز هم در رتبه و منصب و مأموريت درجۀ اولاد تحصيل يافتۀ خود شانرا نميآيد . هميشه خودشان را ، دار و ديگران را نوکر ميدانند. آنانيكه بوطن و ملت و دين خودشان حين، غدار ، دشمن باشند. خطابهای بزرگ و القابهای سترگ و عزت و اعتبار و بر تری میگیرند . آنانیکه ادنا ميل و رغبت بوطن و ملت و دين خود داشته باشند، و در راه حقوق دينی و وطنی و ملی خود زبان بجنبانند ي قلم بزنند ضبط میشوند، تاراج میشوند. بندی میشوند . اعدام میکردند. بتحريف و کشيدن کلمۀ (کافرون) را از قرآن عظيم الشان جرأت و تثبت نمودند. ملاها و امامهای مسجد های مسلمانان را بر دانستن زبان خودشان، بر ياد شدن علوم خودشان مجبور میسا زند، قاضی ها مفتی های مردم مسلمان اگر احکام دينی و قوانين ملکی شانرا ندانند مجازات میشوند. و الحاصل برای آن اخوان دين ما که در زير تسلط و حاکميت غير دين و غير ملت خود شان در آمده اند : به محافظۀ دينی به شرافت ملی به حقوق وطنی هيچ چيزی باقی نمانده است . اسير ذليل حقير دچارگانی هستند که خالق كون و مکان، و روحانیت پيغمبر آخر زمان و برکت قرآن عظيم الشان ما را از انحال نگهدارد، و آن اخوان ما را هم نجات بدهد آمين.
الشيخ محمد السنوسی الشيخ بشير التوالی
از مجاهدين مشهور حضرات مشايخ سنوسی
ای اولاد وطن !
دين ، دولت ، ملت، وطن خود را عناصر چارگانۀ حيات خود بشناسيد . در پابندی دينی صداقت دوانی ، حفظ شرافت ملتی ، محبت وطنی خود بجان و دل کوشش ورزيد. درين شماره
***
واحكام عدالت ورۀ هيئت و ثروت و سعادت و آبادی و عمران يك ملت و يك وطن بدست كفايت و درايت آن قوۀ حاكمه كه از وطن و ملت و دين خودشان باشد سپرده شده باشد دولت كه گفته شد روح و دماغ آن پادشاه را بايد شناخت پس چنانچه وطن بی ملت ، و ملت بی وطن هيچ وجود پذير هستی نميشود. همچنان وطن و ملت بی دولت و دولت بی پادشاه نيز مانند يك جسد بيجان ، مانند يك عرابۀ موتر جالان شده بی موتر آن مانند يك اسب سرکش بی لگام ، مانند يك ماشين خانۀ بی قوۀ بخار به حركت فرجام ميآيد .
شيخ عبدالعزيز جاويش
از علمای متبحر مشهور و مجاهد غيور مصر است که درين
محاربة حاضره برای رهای دادن وطن خود را از دست
انگليز هنگامه های عجيبی برپا کرده است.
چون اين سه چيز - يعنی وطن ، ملت ، دولت نباشد دين هم ناقص و بيكار ميماند . بگوئيد كه چرا ، ميگويم ازين سبب كه تاريخ و واقعات يوميه بما عياناً نشان ميدهد كه آن وطنها و ملتهای اسلاميه كه در زير احكام و قوانين فرمان روائی غير دين شان در آمده و آزادی ملی و وطنی شان به اسارت منقلب گرديده بر احكام دينيه خود آزادانه مالك نيستند . يكبار باطراف خود به بينيد ! آيا گمان ميكنيد كه آن برادران دينی ما كه در زير پنجۀ فولادی اسارت غير دين و غير ملت خود درآمده اند مانند مايان آزادی دين ، حق وطن، شرف ملتی را مالك خواهند بود؟ لا و الله! ابداً ! هيچگاه !! ....
آيا نميشنويد كه مسجد مسلمانان را خراب ميكنند ، عزت و حقوق و اعتبار مساجد و معابد اسلاميه نسبت به كليساهای خود شان لاشی ميآيد. اگر سرك يا راه ريل شان بر كدام معبد و زيارتگاه مقدس اسلام برابر بيايد بكمال بی پروائی و بيباكی آنرا می شكافند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
