BrowseSirāj al-akhbār → page 1153

Page 1153

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1153 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

شماره ۱۷ سال چهارم صحیفه د جاپه سر کی چه سودا دوطن وی سرد ده دی مستحق د بریدن جا په زړه کی چه جنون دوطن که وی د هغه زړه د خدای همیش اری غمجن ساکنان دخیل وطن چه حوك غیر بولی هغه غدار د زمانی دی هم دشمن که دیر دی په جهان کی می تونه دیر عزت دی په خدمت کی د وطن د ملت و دین سراج اعلیحضرت دی په جهان کی لکه نمردی دی روشن حسی شان ترقی شوی د ده په عهد که چه به کاروی دولی دیاره حوز من مدرسی او مکتبون اوس جاری دی د هر علم د هر کسب د هر فن شه توپونه اوس جو ریزی په کابل کی استفا مو شوه له کروپ د جرمن هم اخبار موشایع گیری په وطن کی دیر مرغوب لکه محبوب شبه حزين یو مدیر نی چه جامع دکمالات دی خدای دی دی سالم ساتی له هر حزن واقعات مو چشم دید شوه د هر شهر که پیکن دی که لندن دی که برلن اخر دعا دافغان داده ای صاحبه چه اسلام صاحب دجاه کری ذوالمان من کلام حقیر غلام محی الدین افغان و کلام جناب مستغنی (کنون بخرمن به میرسد شراره او) (بلند ساخته این جنگ آقدر آتش) (شود سمندر ازین انقلاب هر ماهی) (که بحر نیز نشست از سرنگ بر آتش) (هوا بلندی هر زبان چه می پرسی) (زغال جانب گردون کشیده سر آتش) (کی نداشت ازین جنگ خانه سوز خبر) (یلی بد است جو افتاد بی خبر آتش) (درین بهار زد این جنك انشى تجهان) (که همچو لاله زهرنو کشید سر آتش) (کنون مجان و بدل کوشش ای مسلمانان) (که کرده است زهر گوشه سر پدر آتش) (بین بچشم خود آتش فشانی دشمن) (چرا نباشدت اندوست در جگر آتش) (مشو زگرمی بازار علم و فن غافل) (که زد نجمله جهان جرمن از هنر آتش) (مشو مشو دگر آتش زبان تو (مستغنی)) (مرد مزن جهان پیش ازین دگر آتش) (درین بهار که باران شده است طوق نجوش) (بگو بگو از کجا کردی اینقدر آتش) (فغان که جنك يورب زد به بحرو بر آتش) (نگنده است در آفاق سر بسر آتش) (فتاد در همه آفاق شورش از جرمن) (توان تجمله جهان زد بيك نفر آتش) (کسی چه چاره تواند که در گرفت جهان) (که میکنند زطرف دار و بیطرف پرستن) (چوشد بلند نپرسد زخشک و تر آتش) (آب چاره گرت دسترس بود دریاب) (حدر چه سود چو گردید شعله ور آتش) (توان نشست بجنگی چنین قرار کسی) (اگر سیسند نشیند قراد در آتش) (مگر زخانه گردون بدر رویم برون) (گرفته است مر این خانه بام و در آتش) و کلام مذنب (چرا سرما نخیزد از بر کل بهار آمد كنون بالشكر كل) (بخوبی قطع شد. های زمستان که باید بار دیگر بر سر کل) (زخشکیهای سرمائی خنک روی مگو غیر از رخ گرم تر کل) (زمان باده نوشی به ازین نیست. چمن بگرفته بر کف ساغر کل) (از کل در های کل نالم بطرزی که گردد بلبلان گرد سر کل) (خبر قمری شاخ تر و میگفت یکپا ایستاده جاکر کل) (باین لطف و تراکتها چه لازم چرا در خار باشد بستر کل) (چراغانیست کوه و باغ و صحرا زرنك لاله حسن احمر کل) (معطر آن دماغ خویشتن را که تو الیافت صبح دیگر کل) (نمیدانی بشور عدلییان که میخوانند و صف برتر کل) (میاد آزرده گردد از لطاقت ندارد زور شبستم پیکر کل) (ز تکلیف هواهای مخالف همیشه فضل ایزد باور کل) (عجب نبود اگر از خودروم من به مستی ها از بوی ششدر کل) (سواد اعظم كابل منور شد از خورشید و ماه و اختر کل) (الهی سبزه فرش زیر پایش شکوفه سایه انداز مرکل) (زهیگر میکه در حساش تمام است دل (مذہب) سپند مجمر کال)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1153. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1153 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1153
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record