Machine transcription
( ٥٧ )
چون رفیق چرسی در کوه ل رسید کوشش
کرد که بطمع و یم او را هم شريك خود
سازد اما چرسی بهیچ وجه راضی نشده گفت
که من آدم غریب و عاجزم اگر همراه شما
اتفاق نمایم غازیها خواهد کشتندم ورنه از دست
شما زنده نمیمانم - دگر چیز از دستم نمیاید
تو میدانی و کدل وملا - این را گفته چلم
خود را برداشته طرف کوه روان شد رفیقش
در حیرت مانده بجایش افتاد و در چرت خوابش
برده باز بیدار نشد - چند روز بعد از کور
کردنش چرسی بلحاظ آشنائی سابقه جب
کرد چون بزیارتش آمد ورفت زنها
بیرقهای ایستاده و تارهای رنگارنگ بسته دید
سر خود را شور داده همین قدر گفت که در دنیا
چقدر چیزهای دروغ فروغ مییابد ( در هم فی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
