Machine transcription
بود . و همین ساعت قالب تهی ساخته شیخ ابو نصر
رحمة الله علیه در آمد و درویش را دیده روی و
موی سفیدش بخون سرخ شده و جان داده نيك در
آن نظر کرده در روی شیخ خندید بعد ازان شیخ
ابو نصر به تجهیز و تکفین او قیام نموده و پس ازان
واجد وحال برشیخ ابونصر غلبه نمود و سرد ر کوه و بیابان نهاده
و دایماً میگریست روزی شخصی باو رسید سوال کرد
که ای حیران چرا میگریی مگر آیت از کلام ملك علام بتو
رسیده یا ان کار نکرده و آن آیت خصم تو شده گریه
تو بگریه دل سوختگان نمی ماند بگریه دامن سوختگان
می ماند شیخ ابونصر (رح) را این سخن در د بر در د
فزود قصه او بجای رسید که او را با خلق آرامش نماند آب
ونان را ترك نموده و بمحاسبه خود مشغول شد و سر و پا
برهنه سیر میفرمود تا بپای درخت رسید و در سر چشمه
آن درخت منزل گرفت و آن درختی بود خار دار
و بر هر خاری از اشك آن باری بسته بود و ازان
درخت خوشه ها بر منوال انگور سرخ آویخته بود
پس از اشك آن درخت مقداری بلیسدی هوش بوی باز
آمدی و به عبادت حق مشغول بودی اژدهای بزرگه
بیا مد برگرد آن درخت و برگرد شیخ حلقه زد شیخ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
