Machine transcription
۵۱
چون ترا باشد مساعد روزگار دشمن جان هم نماید یار غار
لیک وقتِ انقلاب روزگار دوست آن باشد که گیرد دست یار
داشتم من دوستانِ با صفا داشتم زان جمله امید وفا
هر یکی زایشان بمن اخلاص داشت حق صحبت هم به بزم خاص داشت
دعوی اخلاص بودش بر زباں بهر خدمت ظاهر آماده بجاں
وعدۂ جانبازی اش ایفا نشد آنچه می پنداشتم اصلا نشد
من گماں کردم که یاران جانی اند من ندانستم که ایشان نانی اند
یار نانی در جہاں اکثر بود دوست جانی مگر کمتر بود
چون شدم من مبتلا اندر بلا ز انقلاب گردش چرخ دو تا
هر یک از من کرد پهلو را تهی هم فراموش کرد ایّام بهی
یار غارم را ز من انکار شد راز دار من ز من بیزار شد
کس نشد بر مسلکِ صدق و وفا زانکه دنیا بود شانرا مدعا
حبّ شان وابسته با اغراض بود ایں تجارت بود بهر کسب سود
چون برفت از دست من دنیای دوں دوستان دیدند کارم شد زبوں
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
