Machine transcription
تحفة الامان في سيرة النعمان حصة اخرى ( ١٥١ ) اهل الروايه واهل الرأى
می نویسد که [ وامام الامام محمد بن اسمعيل البخاری نقل ذكر الشافعي في تاريخه
الكبير فقال في باب محمد بن ادریس بن عبدالله محمد ن الشافعی القرشی مات سنه
٢٠٤ ثم ان ماذكره في باب الضعفاء مع علمه بانه كان قدر وى شياً كثيراً من الاحاديث
ولو كان من الضعفاء لذكره في هذالباب : — یعنی امام بخاری بتذکر امام شافعی
در تاریخ کبیر خویش پرداخته می گوید که « امام شافعی در سنه ٢٠٤ و فات
نموده است » لكن او را در باب ضعفاء نه نوشته است زیرا که وی میدانست که
در احادیث روایت بسیار دارد والا بخاری ضرور او را در زمره ضعفا می نگاشت ]
امام اوزاعی در ممالك شام صاحب چنان عزت واعتبار ووقار بود که درعرب
بمثل آن امام شافعی و امام مالك پنداشته می شدند ، نسبت بوی رای امام حنبل
چنین است که « للاوزاعی رأی ضعیف — و حدیث ضعیف » [ باب چهارم مناقب
الشافعی مصنفه امام را زی ]
لطف درینجاست ! چیزی که موجب تفخر مجتهدین گفته میشود : —
دقت نظر ، قوت استنباط ، استخراج مسائل ، تفریع احکام است لا كن
بنزد یکعدۀ از محدثین متعصبا نه این صفات نقص پنداشته میشوند — چنانچه
علامه ابوجعفر محمد بن جریر طبری در ترجمه قاضی ابو یوسف می نویسد كه يك
گروهی از اهل حدیث بدین واسطه از روایات وی احتراز نموده اند که
بروی رأی غالب بود بیشتر در احکام تفریع را مداخله میداد و با این همه
او مصاحب پادشاه و بر منصب قضاء متمكن بود » [ تاریخ ابن خلکان ترجمۀ
امام یوسف ] اگر تفریع احکام و استنباط مسائل نیز به نزد محدثین چنانچه
مذکور شد جرم باشد پس بلا شبهه ابوحنیفه و ابو یوسف درین مورد بیشتر
مجرمند .
( اهل الروايه و اهل الرأى )
البته این سخن قابل غور است که امام اعظم و اتباع او را چرا مردم
اهل الرأی می گفتند درین مسئله اکثری از مردمان مرتکب غلطی شده اند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
