Machine transcription
( ٥٩ )
شنیدم که در مرز ی از باختر
برادر دو بودند از یک پدر
سپهدار و گردنکش و پیلتن
نکوروی و دانا و شمشیر زن
پدر مرد و را پسکین و دیار
طلب کار جولان و ور و قمار
برفت آن زمین را بتر نهاد
به یک پسر زان نصیبتی با
پدر بعد ازان در کاری شهر
بجان آفرین جان شیرین سپرد
دال بجانب طناب امل
وفاش فرو بست پای عمل
مقرر شد این مملکت بر دو شاه
که بی حد و مر بود گنج و سپاه
بحکم نظر در به افتاد خویش
گرفتند هر یک یکی را پیش
یکی عدل تا نام نکو برد
یکی ظلم تا مال گرد آورد
یکی عاطفت سیرت خویش کرد
درم داد و تیمار درویش کرد
بنا کرد و نان داد و لشکر نواخت
شب از بهر درویش شبانه بتاخت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
