Machine transcription
( ٢٥ )
چو حالش شد از بیوائی تباه نوشت این حکایت بنزدیک شاه
چوبذل تو کردم جوانی خویش بهنگام پیری مرانم ز پیش
عرب گرچه فتنه باشد سرش میازار و پرور کن از کشورش
و گر خشم بر وی نگیری ثواب کند دعوی مهدیت این عقاب
و گر پارسی باب بخشش او و بوم بصفعاش ضربت زند قلزم
همانجا امانش ده تا کجاست نشاید بلا بر سر کس گذاشت
که گویند برگشته باد این زمین کز و مردم آیند بیرون کین
طمع بر کن از وی که ماند بپای چو چیزی ندارد دلش شد تباه
ملاکه درسی بر و شهم سپاس که بغلش ندارد زسلطان هراس
چو مخلص شبت و روز گران خویش از و بر نیامد دگر جز خویش
چوشرف بدوست از امانت بیاید برو نا لشه ی خجالت
از او نیز در ساخت با خاطرش ز شرف عمل بر کن از ناظرش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
