Machine transcription
( ٢٦٥ )
یکی متنفق بود بدسگالی گه کرد بروی نکو محضری
بشب از خجالت عرق کرد وری که ایا خجل گشتم از شیخ کوی
خبریافت دانای روشنروان برو بر بشو رید و گفت ای جوان
نیامد همی شرمت از خویشتن که حق حاضر و شرم داری زمین
نیاسائی از جانب هیچکس بر و جانب حق نگهدار و بس
چنان شرم دار از خداوند خویش که شرمت زهمسایگانست و پیش
زلیخا چوگشت از می عشق مست بدامان یوسف در اویخت دست
چنان بوشهوت رضا داد بود که چون گرگ در یوسف افتاده بود
بتی داشت بانوی مصر از رخام بر و معتکف بامدادان شام
در ان لحظه رویش بپوسید و پر مبادا که زشت آیدشش در نظر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
