Machine transcription
( ٢٥٦ )
چه گوید بآن پس رو خیمه مرد
که گر فاش گردد شود دونی
مکن پیش دیوار غیبت بسی
بود کز پسش گوش دارد کسی
درون دلت شهر بند ست راز
نگونا نگردد در شهر باز
از ان دو دانا زبان دوخت
که پسند که شمع از زبان سوخت
تنش نالها ما یکی را گرفت
که این بانشاید بیگان گفت
بجا لاش آمد ز دل بر زبان
بگک در شه در شهر جهان
بفرمود جلاد را سپارنخ
که بر دار پیدا مای انایات
یکی زان میان گفت زنهارها
مکش بندگان کی گناه از تو حتا
تو اول ببستی که سر چشمه بود
چو سیلاب شد پیش بستن سچو؟
تو پیدا مکن از دل راز یکی
که او خود بگوید بر سر یکی
جواهر مخب زن در این سپار
ولی از دل خویشتن را بیدار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
