Machine transcription
( ١٨٤ )
بسوزم که یار پسندیده او که دروی سرایت کند سوز در
یکی را نصیحت بگو ای شگفت که دلنے که دروی نخواد گرفت
زکف رفت بیچاره را لگام نگوید کاپست یاران غلام
بدان ماند شوریده حال که گویی زکر دم کزند و منال
چه مغز آمد این تخته در سندان که عشق آشنای نپسرند باز
چو نیکت بدیدم بدی میکنی که روی منه الجومخ دی کنی
زخود بتری جوئی فرصت شمار که با چوخ دی کم کنے روزگار
پی چرخ دی خو درپستان ماند بکوی خطرناک پستان ماند
من اول که این کار برداشتم دل از پیر مکار برداشتم
پسراند از در عاشقی مستت که بنز سره بر خویشت نشست
اجل با کمان کمین میکشد گمان مبر که آن از زنم میکشد
نه روزی بیجار کی جانی می همان به که در پای جانان می
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
