Machine transcription
(۱۱۸)
خردمند مردم هنر پرورند که تن پروران از هنر لاغرند
کسی سیرت آدمی گوش کرد که اول سک نفس خاموش کرد
خور و خواب تنها طریق ددست برین بودن آئین مجردست
خنک نیکبختی که در گوشه بدست آرد از معرفت توشه
بر آنان که شد سر حق اشکار نکردند باطل دگر اختیار
ولیکن جو ظلمت نه اند زنور چه دیدار دیوش چه حور
تونو در ارزان چه دانستی که چه را ز روبه بانداختی
براوج فلک چون پر و باز که در شهرش بسته سنگ آز
گرش دامن از چنگ شهوت کنی رفت تا سدره المنتهی
بجا سیر وحشی سید در گست نشاید براری شدن سنگلاخ
کم خوردن ارمادت خویش کن تواضع بش از ملک خوی تو
نخست آدمی سیرتی پیشه کن پس آنگه ملک خوی اندیشه کن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
