Machine transcription
( ۲۸ )
( ۱ ) لفظ ار چون پرستار ـ دوستار
( ۲ ) کار چون ستمکار ـ آمرز کار ـ
( ۳ ) کر چون داد کر ـ ستمکر ـ
( ۲ صفت مفعولی )
صفت مفعولی آنست که دلالت کند بر آنکه کار
بران واقع شده باشد و علامت آن ه است در
آخر ماضی مطلق چون کفته ـ شنیده ـ
خورده ـ خوانده ـ
و کاهی بعد از ان لفظ شده در آورند چون نوشته
شده ـ خوانده شده ـ
۳ صفت حالی
صفت حالی همان ( ان ) در آخر امر حاضر
است که در صفت فاعلی کذار ش یافت چون
دوان آمد ـ خندان رسید ـ
( تمرین ) ۱۲
از کلمات ذيل يك اسم فاعل و يك صفت مشبه بنا كنید ـ
بدینطريق ـ كفتن ـ کوینده ـ کویا ـ
دیدن شنیدن ـ رسیدن ـ خواندن ـ پختن ـ دانستن ـ
توانستن ـ جهیدن ـ پائیدن ـ آموختن سوختن ـ رفتن ـ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
