Machine transcription
( ۲۹ )
و بمیراث هم نام آنرا مالک نشده باشد ، و در عالم طفو
لیت در انجا امده کلان شده باشد ، و هر چیزی را
در انجا دیده و شنیده و اموخته باشد . وزندگانی و معیشت
خود را تا یکوقتی در انجا تدارک کرده باشد ، که انرا
منشاء - یعنی جای ظهور و نشأت - میگویند .
وطنی که انسان ارزو و سودای انرا در دل میپر
وراند همین وطن منشاء اوست . منشاء انجائیست
که انسان در دیگر مسقط رأس زائیده شده ، و در انجا
بعد از ان امده باشد. و چون هر قدر فکر کند و بیندیشد
موجود بودن خود را بغیر از همانجا در دیگر جا بخاطر
آورده نتواند . چشمش اول در انجا باز شده ، تمام
دنیا را عبارت از همانجا پنداشته ، در چمنزار ها ،
و گلزار های همانجا چیده و لمیده ، از چشمه سارهای
انجا اب نوشیده ، از بره های شیر مست آن سرزمینها گوشت
برداشته و پرورش یافته ، از میوه های شیرین و بستانهای
رنگین همانسر زمین شیرین کام ، و مستفید المرام کشته،
با همزولهای ذکور و اناث همان مملکت در کلکشتها
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
