Machine transcription
(٩)
(خريطه) :- چيزيستكه يك قطعه زمين . ويايك ملك يك دولترا بر آن رسم و نقش
ميكنند . وآنرا ( نقشه ) نيز ميكويند .
(قطعات خمسه):- همان يك حصه خشكه روی زمين كه انرا ربع مسكون كفتيم
برپنج قطعه منقسم است که انها را (آسيا) يا (ايشيا)(اوروپا) يا (يورپ)(افريقه)يا
(افريقا) (امريكه)يا(امريكا) (اوستراليا) يا(آستريليا) ميكويند. هريك ازين قطعه ها
بر جدا جدا خريطه ها نشان داده شده است. (جهات اصليه ) يا (حدود اربعه):-
برای شناخته شدن سمت و طرف يك جای زمين ، چهار (جهت) يعنی چهار طرف
موجود ست كه آنها را (شرق ، غرب ، شمال ، جنوب) ميكويند .
شرق . آن جهت است كه آفتاب ازان طرف ميبرآيد . غرب. آن جهت است
كه آفتاب در آنطرف غايب ميشود . وقتيكه روی بجهت غرب و پشت بجهت شرق
ايستاده شويم طرف دست راست ما شمال ، و طرف دست چپ ما جنوب كفته
ميشود.
اما در خريطه ها طرف بالای خريطه شمال ، طرف زير آن جنوب ،
طرف راست شرق ، طرف چپ غرب اعتبار شده است .
احوال خشكه
همين خاكيكه آنرا خشكه ميكوئيم ، و برروی آن كردش و سكونت داريم
نظر بشكل و وضعيت آن نامهای مختلف دارد كه درينجا برای نونايكان يكان
بيان ميكنيم :
(جزيره) :- يك پارچه زمينست كه هر طرف آنرا آب فرا كرفته باشد ،
وبدون كشتی به آن رفته نشود .
(جزيره نما - يا شبه جزيره ) :- زمينست كه تنها ازيك طرف به خشكه وازديكر
طرفها با آب احاطه شده باشد .
(برزخ) :- يا خاكنا، زمين تنگيست كه جزيره نارا بخشكه چسپانيده باشد
(دماغه) :- يارأس خشكه های سرتيز برآمده ايستكه از خشكه بسوی بحر دراز
شده برآمده باشد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
