Machine transcription
= ٩٤ =
ـ ۲ ـ
مکن تو عمر خویش را ؛ عبث بلهو و لعب صرف
که وقت همچو شمس شد ؛ گذار عمر همچو برف
مذاب میکند ترا ؛ تو خوش بمدح خود بحرف
شمال ما و شرق ما ؛ زدشمنان چو بحر ژرف
که موج آب چرك شان ؛ گذشته از کنار ظرف
همان بریختن بود ؛ چو سیل کوهسارها
ـ ٣ ـ
ندامما که همتت ؛ جوان بد از چه پیر شد
نبودی غافل از جهان ؛ جهان ترا اسیر شد
گمان برم قرین بد ؛ بحیله دستگیر شد
که غافل از جهان شدی ؛ دلت زملك سیر شد
مشو تو غافل از خودت ؛ که دشمنان دلیر شد
مرو بقول بد منش ؛ که ذلتست بار ها
ـ ٤ ـ
درین زمانه هر طرف ؛ بفن سراغ دار دا
ز بهر راغ ملك خود ؛ هوای باغ داردا
پی ترقی خودش ؛ بکف چراغ داردا
برای ضبط ملك ها ؛ چه در دماغ داردا
خورند روم و فرس را ؛ بمان لاغ داردا
تو وقت را عبث مکن ؛ بحیله و شکار ها
ـ ٥ ـ
چرا که وقت نقد شد ؛ زوقت استعاره کن
چرا که نیست فرصتی ؛ بکار ملك چاره کن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
