Machine transcription
= ۵۸ =
ظاهر سیه است و تیره و تار باطن همه کر میست و انوار
از جمله عجب تر اینکه الماس از فحم بود، بگیر مقیاس
یک انجره میکند تمیع در کان زغال بر توسع
زان انجره شد پدید الماس بنگر حکم حکیم و بشناس
— § —
حیوانات
غوری تو بکن بنوع حیوان اسرار خدا به بین نمایان
در بیضه سخت کلس مانند کز جان اثری نداشت ای رند
بنگر که چسان حکیم مطلق زآثار حیات داد رونق
آن زردی مایع درونش جوجه شد و شد سفیدی خونش
از زردی تخم و هم سفیدی مرغی شد و رفت در بلندی
يك حس عجیب عشق و لذت از بهر حیات کرد خلقت
مجلوب شده است نوع حیوان از بهر همان لذائذ جان
تفریق نمود برد و فرقه يك فرقه نرود گرچه ؟ ماده !
وه ماده ! مواد روح با تو عشق از تو و لذت تو هر سو
در طایر و وحش و ماهی و مور عشق بنها دو لذت و نور
نوری و چه نور ؟ نور اسرار تخلیق نمور بهر اینکار
کاریکه حیات را ثمر داد کاریکه هزار نوع ایجاد
زان کار بروی کار آمد جان آمد و عشق یار آمد
عشقست مدار زندگانی بی عشق کجاست کامرانی
از عشق بپاست کائناتش از عشق قوام و هم ثباتش
در (جاذبه عمومی) بنگر کو عشق بود نه چیز دیگر
زان جاذبه عالم است برپا زان عشق حیات شد هویدا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
