Machine transcription
= ۹۷ =
ه يك سرمشق عجيب ه
روزی فرزند يازده ساله ام ( عبدالوهاب ) رابنوشتن مشق مشغول ديدم . هم چسان مشغول ! كه هيچ سرش از نوشته بالا نميشد ! دو تخته کاغذ را سياه مشق كرده ، وتختۀ سومين را بدست گرفته بود ! براى يك پدر ، از مشاهدۀ ايحال برتر کدام مسرت وافتخار تصور خواهد شد ؟ اما هزار افسوس كه اين مسرت و افتخارم بسيار دوام نورزید :
برخاسته نزدیكشدم تا به بینم که چه مینویسد ؟ همینکه چشمم بر نوشته هايش برخورد ؛ دستم را يك رعشه ، وجودم رايك لرزه ، دلم را يك حسرت عقلم رايك حيرتي استيلا نمود ! مگر آخند نا انصاف ، آن طفل تعلم اتصاف را سرمشقی که داده بود این شعر بود : بشنوید که جناب قاآنی چه میفرماید :
من ارشراب میخورم ببانگ کوس میخورم
بسیار گاه تهمتن ببزم طوس میخورم
پیاله های ده منی على الرؤس ميخورم
شراب گبر میچشم می مجوس میخورم
نه جوکیم که خوکم
ببرگ کوکنارها
اعتراض بر خوبی و بدی این شعر نداریم ، بلكه شعر مذكور را در موضوع وموقع خودش از بلند ترین اشعار طمطراق پردازانه مبالغه کارانه شاعرانه می بینیم . ولی افسوس و حسرت ما برينست كه اينچنین يك شعر سرمشق تعليم خط نویسى يك طفل نوآموز چسان میشود ؟ این نیست مگر از ينكه تحصيل ابتدائی در وطن عزیز ما از کتابهای اشعار آغاز میکند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
