Machine transcription
- ( ٥٦ ) -
دورها انداخته است .
ژه ده ئون - پس معلوم میشود که شماهم بهمین قناعت حاصل کرده اید که رفیق ما
در بحر غرقشده مرده است ؟
پا نقروف - بلی ، فکر من همچنین است .
ژه ده ئون - اما بفکر من چنین نمیرسد که موسیو سمیت و سگش به اینگونه تلف
بشوند ، و نعش شان بساحل نه بر ايد يك معما نیست که معنی آن هیچ دانسته نمیشود!
پا نقروف -- منهم اگر چه همچنین تصور کردن میخواهم ، ولی هزار افسوس
که فکر من بعقل و منطق نزدیکتر است .
اینرا گفته و ژه ده ئونرا با خود گرفته بشمینه ها آمدند . هار بر در اوجاغ يك آتش
اعلانی افروخته بود . شعله های چوبهای کم دود خشك هر طرفرا کرم و روشن نمو
ده بود . طعام امشب خیلی خوب و لطیف بود که آنهم از کباب مرغان تتراس که گوشت
بسیار چرب و لذیذی داشت تشکیل یافته بود . شب شد ناب هنوز بر نگشته بود . پا نقروف
بسیار به اندیشه افتاده بود . میترسید که مبادا بیچاره ناب بيك قضایی افتاده باشد ، باز
نومیدی و غم بسیار بيك کار ناگواری اقدام ورزیده باشد . هار بر نیامدن ناب را بر دیگر چیز
ها احتمال میداد . بنابر قول هار بر نیامدن ناب بر یافتن موسیوسمیت دلالت میکند .
البته ! اگر ناب مظهر امید نمیشد آیا بر نمیگشت ؟ این است که هار بر چنین می اندیشد.
این فکر خودر ابر فقای خود نیز بیان کرد. ژه ده ئون ملاحظات هار بر را موافق حقیقت
یافت . پا نقروف بدل باور نکرده در ظاهر با آنها ده ساز شد .
هار بر با این ملاحظات خود بجوش آمده یکچندبار خواست که از عقب تاب روانه
شود . اما پا نقروف اور امنع کرده گفت :
- در چنین شب تاريك طوفانی رفتن کار معقولی نیست . اگر تا فردا صبح ناب
نیاید همه ما یکجا میرویم .
هار بر سخن پا نقروف را قبول کرد ، ولی این پسر عالیجناب از ریختن قطرات
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
