Machine transcription
- ( 47 ) -
درشت و خشکی را گرفته . و نفس خود را بند کرده آهسته کبریت را برسنگ مالید . در اول بار کبریت آتش نگرفت .
پا نقروف گفت :
- نی نی ، من نمیتوانم ، چرا دستهایم میلرزد .
اینرا گفته ، و بر پا خواست و کبریت را بدست هاربر بداد . هاربر به بسیار ترس و لرز کبریت را گرفته بسرعت برسنگ مالید . كبريت يك چر چرك كوچكي پرانده و يك دود سفیدی بر آورده شعله کشید . به بسیار آهسته گی کبریت را به کاغذ نزديك کرده آتش داد . بعد از يك ثانیه شاخهای خشک چوبها را آتش گرفته بايك ولوله و غلغله مسرت انگیزی بسوختن آغاز نهاد . در داخل شمینه يك كر مي بسيار لطیفی انتشار یافت . حالا اصل کار همین است که آتش را هیچ خاموش نکنند . چونکه اگر یکبار خاموش شود باز در دادن آن محال اندرمحال است اینهم آسان است ، زیرا چوب بسیار است . دمبدم چوب انداختن و آتش را بخاموش شدن نگذاشتن لازم است .
پانقروف در اول امر تخمها را اندیشیده پختن آنرا آرزو نمود . لهذا به آشپزی آغاز نهاد. ژده دئون بيك كوشۀ خزیده به افکار فرو رفته بود آیا سمیت زنده خواهد بود ؟ اگر زنده باشد آیا چرايك اثری از وه معلوم نشد ؟ آمدیم بر ناب ! آن خدمتکار صادق بیچاره بکمال یأس و حسرت در ساحل گردش میکند .
پاتر وف طعام را حاضر کرد . ناب را نیز وزیرای طعام آوردند . به اینصورت چار نفر رفیق فلاکترده اول بار در ینسر زمین مجهول طعام شب را تناول کردند . تخم مرغ چون همه مواد غذائیه را مالک است قضا زدگان از خوردن آن خوب استراحت کردند . اما اگر در ینوقت هم پنج رفیق که از ( ریشموند ) فراز کرده اند یکجا در پیش این آتش میبودند مسعودیت و استراحت شان کامل میگردید . اما چه چاره که اصل رئیس شان مهندس سیروس سميت از میان ضایع شده است که از انرو مسعودیت همۀ شان مبدل فلاکت گردیده .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
