Machine transcription
– ( ٤٦ ) –
شده گفت :
– موسیو ژه ده ئون ! شما توتون کش هستید . البته يك دانه نيم دانه كبريتى در کدام جیب تان پیدا خواهد شد . یکبار خوب بپالید .
ژه ده ئون همه جیبهای خود را یگان یگان به بسیار دقت پالیدن گرفت . در یکی از جیبهای و ازکت خود مانند كبريت يك چوبکی حس کرد . حالا کبریت یکدانه غازدانه را بی آنکه خراب شود برآوردن لازم است. همه رفقادستهای شان میلرزیده دلهای شان میطپید ! هاربر گفت :
– باشید ، برای من بگذارید .
بکمال دقت و احتیاط انگشت شهادت ، و ابهام خود را در جیب ژه ده ئون فرو برده به نوك دو ناخن خود آن جوهر گرانبهای مدار یگانۀ زنده گی بشر را برآورده کبریت یکدانه غاز دانه درست و سالم بود . پانقروف چون آنرا بدید ( هوررا ) گفته فریاد برآورده و گفت :
– يك دانه كبريت ها ! این برای ما يك گنجيست گنج ! يك داش آتش است، یکداش ! ...
پانقروف کبریت را گرفت . و با رفقای خود در پیش اوجاغ نزدیکشد . کبریت که در هر جایکمال بیقیدی و بی احتیاطی صرف میشود در نجایكدانه آن را به بسیار دقت و احتیاط استعمال کردن لازم است . کشتييان بعد از آنكه خشك بودن آنرا فهميد گفت:
– حالايکقدری کاغذ لازم است .
ژه ده ئون بعد از يكقدرى تردد از کتابچه دفتر حوادث خود يك كاغذ پاره کرده به پانقروف داد . پانقروف پارچۀ کاغذ را گرفت . بدوزانوی ادب در پیش اوجاغ نشست در پیش خود هیزم ، وخاشاك خشکی کوت کرد . در میان او جاغ خاشا كهاو هیزمها را بيك ترتيب بسیار آسان در گرفتن برچید . بعد از ان کاغذ را مانند پوش قند پچانیده در میان خاشاکهای خشك درآورد . وبدست خود یکپاره سنگ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
