Machine transcription
- ( ٤٠ ) -
کشتیبان گفت :
- هیچ نباشد ازین جهت محروم نماندیم .
هاربر - هزار بار خدا شکر باید کرد .
از جائیکه بودند آهسته آهسته فرو آمدند گرفتند . در میان سنگستان غریب
الاشکال اطراف، در شکافهای سنگها، ولای های بوته ها به هزار ها مرغها موجود بود
هاربر آنها را تور داده گریختانده و گفت :
- اینها کبوتران صحرائیست .
پانقروف - آیا خود شان ، وتخم های شان خوردنی هست ؟
هاربر - هم خوردنی، هم بسیار لذیذ !
پانقروف - چون چنینست ، آشیانه های شانرا پالییم .
لهذا پانقروف وهاربر در میان سنگها پالیده پالیده یکچند در جن تخم کبوتر جمع کردند،
و در دستمال های خودشان بسته کردند .
پانقروف گفت :
- اوخ ! چقدر اعلا ! مکمل يك تخم مرغ میپزیم .
هاربر - واه ، واه ! آیا با کدام قاب ؟
پانقروف - او ! توهم بسیار مشکل پسندی میکنی . اگر قاب نباشد در زیر خروج
آتش کرده میپزیم .
هر دو رفیق باز به پیش نهر آمدند که نهر در انوقت از مد بحور هایی یافته پس بجزر
آغاز نهاده بود . و بسوی ساحل جریان گرفته بود . پانقروف يك ریسمان درازی از
منجه ها ساخته به جالهٔ خود بست ، وهاربر نيزيك چوب بسیار درازی یافته جالۀ پر از
چوب خود را در نهر ویل کردند . پانقروف ریسمانر ابدست گرفته ، وهار بر با عصا
چوب خود آنرا رانده بسوی مأوای خودشان روان شدند .
با ينصورت برکنار نهر بر ساحل نهر روان شده بعد از نیمساعت در پیشگاه شمینه ها
جاله پر از چوب خود شانرا رانده بسوی مأوای خود شان روان شدند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
