Machine transcription
( ۳۳ )
چاره می اندیشیم .
براستی که با نقروف خطا نکرده بود . بعد از یکساعت بموجب قاعدۀ طبیعی مد
و جزر آب آبنایی که مابین جزیره لك و قطعۀ مد نظر شان واقع است فرونشست .
و از جریان و جوش و خروش بازایستاد . و از هر هر طرف ریکهایمیدان برامد .
پیش از پیشین بد و ساعت هر سه نفر رفیق کالای خود را کشیده و مانند عمامه
بر سر خود بسته و در میان آبنا که از پنج قدم عمق آن تجاوز نمیکرد درامدند . درجا
هائیکه چقوری آن بیشتر میبود هاز و مانند ماهی شناوری میکرد . در کم وقت بدون
مشکلات بساحل پیش روی خود گذشتند ، و بعد از انکه در آفتاب خود را خشک
کردند کالای خود شانرا پوشیده بکار آغاز کردند .
باب چارم
منصب یعنی جای آبریزش يك نهر — شمینه ها — دوام برجستجو —
جنگل در ختان سبز — آتش در دادن — انتظار جزر —
قطار چوب — برگشتن بسوی ساحل .
ژده ئون ، بپانکروف در همانجا ماندن شانرا تنبیه کرده خودش یکسر بسوی طر
فیکه ناب رفته بود روانه شد و بعد از کمی از نظر غائب گردید . هار بر نیز اگرچه با ژه ده
ئون رفتن میخواست ، ولی پا نقروف مانع آمده گفت :
— تو باش فرزند ! هر کس يك وظیفه دارد . ناب و موسیونه ده ئون برای معا
ونت و جستجوی موسیوسمیت کفایت میکند . برما و توهم دیگر وظیفه هاست .
اولايك جاى سرپناه ، و يك لقمه خوردنی تدارک کنیم . رفقای ما که مانده و هلاک
بیایند به این چیزها احتیاج کلی دارند . پیش از انکه آنها بیایند ما و تو انخدر متهی از ابکنیم .
هاربر — بسیار خوب ! من حاضرم پا نقروف .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
