Machine transcription
- ( ٤٧٤ ) -
اما رفقای شش گانه بنابر اشارت مهندس در هنگام بر آمدن ستون مدهش بخار از دهنه کوه فرانقلن خود را بدریا انداخته تا که قوت داشتند خود را بشناوری از جزیره دور کشیدند ، و از نیم میل مسافه دور تر کفیدن جزیره را تماشا کردند . بعد از غرق شدن جزیره باز خود را بشناوری برین پشته سنگ باقی مانده رسانیده بر ان بر امدند .
اینستکه قضا زده گان از مرگ وا رهیده برین پشته سنگ خشك و خالی دو روز است که اقامت دارند .
فلاکت این بارشان هیچگاه بفلاکت بار اول شان که از بالون بجزیره كوچك سلا مت افتاده بودند قیاس قبول نمیکند . چرا که درین بار برچنان جایی مانده اند که از جنس خوردنی و نوشیدنی و سوختنی هیچ اثری نیست . مرگ شان مقرر ، و هلاك شان منتظر است . درینجا علم و فن، ومهارت و کارکنی هم هیچ بدرد نمیخورد. معاونت و مرحمت بجز از طرف خداوند یگانه هیچ دیده نمیشود !
سیروس سمیت ساکت و مستریحت ، ژه ده ئون یکقدری متهیج دیده میشود ، پانقروف بکمال قهر وحدت بر پشته سنگ گردش دارد ، هاربر در پیش مهندس افتاده زار نالی میکند، ناب و آیرتون هیچ نمیگویند و هیچ نمیکنند مگر ناب یکبار همینقدر گفت:
— قبودان نمو چقدر مرد عاقلی بود که پیش از دیدن اینحال فلاکت اشتمال وفات یافت !
دو روز دیگر نیز بهمین منوال گذشت ! شمع حیات فلاکت زدگان نیر لحظه بلحظه در خاموشی بود . زنده گی شان با مرگ در پنجه زدن بود .
ضعف و ناتوانی شان بدرجه رسیده که بر پا ایستادن برای شان محال گردید . هر يك از رفقا بر وی همدیگر بیک نظر حسرت و دیده رقت دیده ساکتانه و ساکنانه مبهوت افتاده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
