Machine transcription
- ( 461 ) -
بازی دادن بیهوده است . معلومست که وولکان به این زودیها مواد مذاب گشته معدنیۀ خود را بمیلان خواهد آورد .
پا ـ خیلی خوب است ! او میلان میکند ما هم كف بهم میزنیم . درین نقطه مهم چیست؟
درین اثنا آیرتون گوش خود را بر زمین نهاده و یکقدری گوش کشیده گفت :
بعضی صداهای مدهشی از زیر زمین میشنوم ! مهاجران نیز گوش نهاده شنیدند که بواقعی بعضی صدا های بسیار مهیبی می آید . پا نقروف گفت :
این چیست؟ کوه به آتش فشانی آغاز کرده هر قدر که دلش میخواهد آتش بیفشاند بماچه ؟ ما برای آتشفشانی او از کار خود چرا پس بمانیم ! کشتی ما باید که بعد از دو ماه بدریا شناوری کند .
بنابرین دعوت پانقروف رفقا از کوه صرف ذهن کرده باز پس بکار خود سرگرم شدند . امروز که سوم ماه کانون ثانی بود مهاجران بلا توقف کوشش کردند و به کوه فرا نفلن مشغول نشدند . اما گاه گاه دود آنقدر بلند میشد که ضیای شمس را سراسر ستر میکرد ، و روی هوا سیاه میشد . مهندس خیلی اندیشه ناکست . از انرو میخواهد كه يك آن اولتر كشتی به اتمام رسد .
بعد از طعام شام هاربر وسیروس و ژه ده ئون بر تپۀ منظره وسیعه برامدند تا بینند که کوه بچه حالست از همه پیشتر هاربر رسیده فریاد برآورد که :
کوه آتش میفشاند .
از قلۀ کوه فرانقلن که بقدر ده میل مسافه از غرا نیتیهاوز دور است بلا فاصله شعله های آتش با خاکستر و دود و بخار معدنهای آب شده در بالا برامد نست مهندس گفت:
وولکان رفته رفته کسب دهشت میکند فکره مهندس آنقدر مشغول بود و آن قدر متفکر و اندیشه ناك مینمود که ژه ده ئون نیز به اندیشه افتاده پرسید که :
آيا يك تهلکۀ از آتش فشانی کوه فرانقلن بر جزیره می بینید که اینقدر متفکر هستید ؟
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
