Machine transcription
- ( ٤٥٧ ) -
نمو - (به تبسم) آری شما جزیره را بسیار دوست دارید . چونکه به ثمره سعی و
غیرت خودتان معمور شده !
مهندس -- بفکر ما چنانست که جزیره خود را بحکومت خود یعنی امریکا پیشکش
و تقدیم نمائیم تا آنکه دولت متبوعه مارا در بحر محيط يك لنگر گاهی باشد .
نمو -- آفرین شما مردمان باغیرت و وطن پرستی میباشید باید که همچنین بکنید .
حالا که من از وطن خود مجدایی و حسرت در زیر آبهای سیاه بحر درین مغاره زیر
زمين ترك حيات ميكنم .
سیروس بمسیت پرسید که :
- آیا چیزی گفتن و وصیت کردنی بوطن خود دارید؟ بلکه در انجا دوستان و تعلقات
تان باشد .
نمو -- نی افندی ! هیچکس ندارم . عضو آخرین خاندان خود منم . باقی همه خاندانم
کشته تیغ ستم انگلیز شده اند. شما حالا باید چاره رفتن خود را از جزیره لینقولن به بینید .
یا- بلی، بنای ساختن يك كشتی بزرگی را داریم . اما اگر برویم باز خواهیم آمد چرا
که بسیار یادداشتها ما را به انجزیره مربوط دارد .
مهندس -- على الخصوص که قپودان نمو را در نجا شناخته ایم !
نمو -- بلی ، منهم در نجا به نوم ابدی خواهم ماند . اما ... اگر ...
کپتان سخن خود را تکمیل ننمود . تردد کرد ... و گفت :
- موسیوسیروس ! باشما تنها چیزی سخن گفتن میخواهم .
رفقای مهندس بیرون برآمدند . مهندس و قپودان بقدر نیمساعت تنها بماندند .
بعدازان باز رفقا را خواستند. ولی از مکالمه پنهانی خود بحثی نکشادند امروز نیز باینصو
رت گذشت .
زنده ثون دید که لحظه بلحظه شمع حیات قپودان نمو در خاموش شدنست و علامات
حالت نزع در و پدیدار است . اما هیچ عذاب و اضطراب نمیکشد بلکه رفته رفته خاموش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
