Machine transcription
- ( ٤٤١ ) -
مهندس و رفقا در بنجا بحیرت و تلاش افتاده توقف کردند. صدای نومیدی از دهنهای
جمله شان برآمد اگر این هیجان و اضطراب مهاجران باشد بی اختیار خود را در پی سیم بدریا
خواهند انداخت! اما يك ملاحظه و مطالعه مهندس بر رأی همه معقول و مقبول افتاده صبرو
آرام گرفتند. مهندس رفقا را بيك مغاره کوچکی که در دیوار ساحل پیدا بود برده گفت:
- در پنجا یکقدری مکث و درنگ نمائیم . زیرا حالا در یا بحالت مد است . پس از انکه
جزر آغاز کند راه باز بمیدان ظهور خواهد نمود .
رفقا برین سخن محل اعتراض نیافتند . لهذا یکچند ساعت انتظار کشیدن لازمست
مهاجران در مغاره مذکور بر همدیگر تکیه زده مستغرق خیالات گردیدند اضطراب
و هیجان شان خیلی زیاده بود . آیا با چگونه مخلوق خارق العاده ملاقی خواهند شد ؟
آیا چگونه انسان عالی با اقتداری خواهد بود ؟
بعد از نیمشب بیکساعت مهندس فانوس را گرفته بکنار در یادر پیش سیم آمد . دیدکه
آب دریا يك کمی فرو نشسته است ، ودهن يك مغاره بسیار بزرگی بمیدان يك كمتری به
بر آمدن آغاز نهاده است . سیم در میان این مغاره ممدود گشته رفته است .
سیروس به پیش رفقای خود آمده گفت که :
- بعد از یکساعت راه کشاده میشود .
ژ - یعنی راه هست ؟
م - البته هست ، دهن يك مغاره بسیار بزرگی کمتری پیدا شده است !
ها - اما گمان میبرم که اگر این مغاره بمیدان هم برآید باز هم آب بسیاری در آن خواهد
ماند !
م - یا مغاره بتما مها خشک شده ما رفته خواهیم توانست یا برای بردن ما يك واسطه خوا
هد آمد ؟
یکساعت دیگری نیز گذشت . مهاجران همه گی بکنار دریا آمدند . در ظرف این
سه ساعت آب در یا بقدر پانزده قدم فرونشسته بود . مدخل مغاره مانند كمان يك طاق
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
