Machine transcription
- ( ۲۸ ) -
که مهندس از بالون به آنطرف افتاده.
با وجودیکه بقدر یکنیم میل راه زدند ساحل بسوی شمال برگشت ، و متصل بسوی جنوب میرفت . بعد از کمی بازيك دماغه پیش روی شان برآمده موجهای بحر راه شانرا برید که درجهٔ یأس و افسوس شان خیلی زیاده گردید . پانقروف گفت:
- ما بيك جزيره كك كوچكى افتاده ایم که چار طرف آنرا نیز دورادور گردش کردیم.
این سخن کشتیبان راست بود. قضا زده گان بیچاره دانستند که نه در يك قطعه، و نه در يك جزيرهٔ بزرگ افتاده اند . بلكه در يك جزيرهٔ كوچكى افتاده اند که آنرا هم کاملاً دور کرده اند . درازی این جزیره را نیز بقدر چار کیلومتر تخمین کردند ، و بر آنرا نیز خیلی تنگ دانستند زمین این جزیره كك سنگستان و ریگستان بوده از گیاه در ان اثری دیده نمیشود . این جزيره كك خشك و خالى كه ملجأ و مأواى بعضى مرغان بزرگ دریائی میباشد آیا از يك جزيرهٔ بزرگ دیگری جدا شده خواهد بود . یا آنکه همیشه در محصور و محدود يك جزيره ككيست ؟ اگرچه اول بارکه از بالون دیده بودنديك خشكه بنظرشان درآمده بود، ولی بزرگی وکوچکی آنرا بخوبی ندانسته بودند.
اما پانقروف کشتیبان میگوید که در جهت غربی اینموقع که هستند یعنی در آنطرف دریائی که کم موجتر است يك خشكهٔ میبینم . اما دیگر رفقا هنوز برین قول پانقروف سراسر از شبهه خالی نمیباشند. زیر ا آن خشکه که او میگوید دیده نمیشود. بهر صورت اگر اینچنین یك خشکه باشد هم، در چنین شب تار وتاريك به آنجا رسیدن و از دریا گذشتن محال است . حتى بسبب تاريكى فوق العاده جستجو كردن مهندس بیچاره را نیز بفردا گذاشتن لازم است . ژه ده ئون گفت :
- از پیدا نشدن هیچ اثر سیروس بسیاره مأیوس نباید شویم . البته فردا چون بروشنی روز بخوبی جستجو کنیم بيك نتيجهٔ خوبی کامیاب خواهیم شد .
بعد ازین گفتهٔ ژه ده ئون رفقا چنان مناسب دیدندكه يك آتشی در داده به مهندس يك اشارت رهنمایی بدهند . اما هزار افسوس که این فکر خود شانرا اجرا کرده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
