Machine transcription
— ( ٤١٥ ) —
گذشت. گاه گاه صدای زاغار ها، و بوزینه ها و دیگر حیوانات سکون و سکوت را اخلال
مینمود. اینرا نیز بگوئیم که صداهای بوزینه ها مستر ژوپ را خیلی متأثر میگردانید.
روز دیگر بکمال مشکلات باز براه خود دوام ورزیدند بقدر سه میل مسافه قطع کرده
بودند که باز به آثار قدم اشقیا بر خوردند. حتی در پیش خاکستر آتش که در یکجائی افروخته
بودند بسیار اثرهای قدم دیده میشد که رفقا این اثرها را بکمال دقت معاینه کرده قیاس آنرا
گرفتند. دیدند که قدم پنجنفر است. از ششمین که آیرتون باشد اثری معلوم نیست. هاربر گفت:
— معلوم شد که آیرتون با آنها نیست .
پانقروف — بلی نیست ! معلوم میشود که بیچاره را کشته اند . آه ! آیا ملجأ و مأوای
اشقیا را پیدا نخواهیم کرد تا رفته در انجا جگرهای شانرا پاره پاره نمائیم .
ژد ده ئون — ازین گردشهای شان چنان معلوم میشود که تا بوقت فرصت یافتن بر ما،
وصاحب شدن بر جزیره وقت خود را میگذرانند .
پانقروف از ین سخن بقهر و حدت فوق الحد آمده و چشمهایش بیرون برآمده گفت:
— چه گفتید؟ صاحب جزیره شوند؟ این کله که در تفنگ منست آیا میدانید که
از کجاست ؟
— نی ، پانقروف !
— این همان کله ایست که از سینه هاربر برآمده و بر زمین افتاده است . امین باشید که
تا این کله را از جگرگاه آنها نگذرانم جزیره را مالك نخواهند شد ؟
امروز نیز تا بشام راه زدند و بسبب تاب و پیچ راه و تسویه کردن ، و درخت زدن خیلی
زحمت کشیدند. شب را در شبه جزیره مار بقرار شب سابق گذرانیده فردا صبح زودی
بحرکت افتادند و بعد از سه ساعت قطع مسافه بدماغه مار واصل گردیدند و بدینحساب
به نقطه منتهای جزیره واصل شده اند اما نه از اشقیا و نه از حامی پنهان هیچ اثری نیافتند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
