Machine transcription
- ( ٤١٤ ) -
عرابه اولا از پل نهر مرسی گذشته تا یکجای بر سرک حوضه بالون براه رفت . و بعد از ان سرک را ترک کرده راه جنگل را پیش گرفتند . درختهای جنگل تا یکچند فرسخ یکه یکه بود که از انرو عرابه بسهولت پیش میرفت . در جنگل درختهای گوناکون و مرغهای بوقلمون بسیار دیده میشد سیروس سمیث گفت :
- اینجیونانرا از پیش زیاده تر ترسان میبینم گمان میبرم که پیش از کم وقت اشقیا از نجا گذشته باشند البته آثار قدم شانرا خواهیم یافت .
بحقیقت که پیشتر درینجا و آنجا درختهای زده شده و جاهای آتش در دادن ، واثر های قدم دیده شد . اما هیچ علامتی که در یکجا بسیار نشسته باشند معلوم نمیشد بلکه در هر رهگذری گذشته اند .
سیروس سمیث رفقا را از شکار کردن منع کرد چرا که بلند شدن صدای تفنگرا موافق نیافت. بعد از پیشین بقدر شش میل از غرا نیتها واز دور شده بودند که راه کسب مشکلات نمود در ختها هم پیوسته کی پیدا کرد بعضی جرها و چقور یها هم پیدا شد که در ختها را زدن و بر جرها چوبها را انداختن و پلهای سردستی ساختن و چقوریهارا برابر کردن لازم می آمد . سیروس در هر جا که برای کار کردن ایستاده میشد در اول امر سگ و بو زینه را برای تجسس باطراف میفرستاد هر گاه آنها ولوله و آثار هیجان نمیکردند بعد ازان بکار آغاز میکردند .
آنروز را با تمام راه زده بقدر نه میل مسافه را قطع کرده در كنار يك جوی که از نهر مرسی جدا شده بود او تراق نمودند که تا بحال اینجوی و اینجاها را نیز ندیده اند .
بکمال اشتها نان خوردند چرا که بسبب ماندگی بسیار گرسنه شده اند هرگاه تنها از حیوانات وحشیه در نده میترسیدند بر اطراف خود آتش در داده از تعرض و هجوم آنها خود را به امان میداشتند ، ولی چون آتش افروختن دیگر در نده گان یعنی اشقیا را جلب و دعوت مینماید از انرو در تاریکی ماندنرا مرجح دانستند .
تا بصبح به نوبت پاسبانی کردند . و چون شبها هم کوتاه بود شب بزودی و بیعارضه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
