Machine transcription
- ( ۳۹۰ ) -
- یکقدری صبر کنید .
مهندس اینرا گفته و از جائیکه تفنک انداخته شده بود خودرا بدرون آغل بینداخت.
در انجا دید که یکی از اشقیا بسوی او نشان گرفته است . مهندس بسوی او بتاخت .
تفنک شقی آتش کرده کلاه مهندس را از سرش بر بود و يك کمی پیشانیش را نیز بلیسید
شقی تا میخواست که دیگر میل تفنک خود را آتش کندسیروس سمیت خودرا با ورسانیده
قمه که بدست داشت بر جگرش حواله نمود ، و در ان واحد بدار البوارش فرستاد .
پانقروف و ژه ده ئون نیز خودرا بمعاونت مهندس رسانیدند . رسیدن اینهاهمان و اندا
ختن دوشقی دیگر خودرا از دیوار تخته یی به بیرون همان بود . رفقا دانستند که اشقیا فرار
کردند . دروازه آغلرا آمده باز کردند ، و هاربررا بکمال احتیاط و آرامی برداشته
به او تاقیکه برای آیرتون ساخته بودند نقل دادند ، و در انجا بر بستر خوابگاه آیرتون بخوا
بانیدند .
سیروس سمیت در اول رفته هر طرف آغلرا بپالید اشقیارا نیافت ، دروازه آغل
را بندکرده بیامد . هاربر بچاره مانند جسد بیجان غیر متحرک افتاده بود . پانقروف از
دیدن اینحالت مانند دیوانه کان فریاد ها میزند ، و گریه میکند ، و جامه چاک میکند ،
سر خود را بدیوارها میزند . مهندس و ژه ده ئون اورا تسکین و تسلی نمیتوانند . چرا
که خودشان نیز خیلی مضطرب و پر هیجاستند .
باوجود آنهم برای رهایی دادن هاربررا از پنجه ممات هر سعی و کوششی که از دست
شان می آید دریغ نمیکنند. ژه ده ئون در فن طبابت تا یکدرجه مهارت دارد، و بسببیکه
در محاربه های بسیاری موجود کشته بصورت تداوی زخمهای کله و تیغ واقف شده است
مهندس نیز در یباب سر اسریی بهره نیست . لہذا بمعاونت همدیگر به مداوات ابتدائی
هاربر آغاز کردند .
هاربر مانند قالب بیروحی افتاده بود . ژه ده ئون از بحال به اندیشه و حیرت افتاد. این
بیهوشتی هاربر از ضایع شدن خون بسیار ، و یا از خوردن کله بر استخوان پیش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
