Machine transcription
- ( ۳۸۷ ) -
يگان بيان كرده موسيو سيروس نيز با آنها در بنياب متفق الرأى گرديد .
وقت شام به آغل براى آيرتون يك تلگراف در خصوص آوردن بزها را با خود
كشيدند اما بسيار عجب است كه بخلاف عادت دايمى آيرتون كه بزودى جواب ميداد به
اين تلگراف هيچ جواب نداد ! اگر چه مهندس از يمسئله در اول امر متحير گرديد
اما رفقا به اين تأويل كردند كه بلكه آيرتون باينطرف برآمده و در راه خواهد بود لهذا
تلگراف را نگرفته است .
مهاجران بوقت صبح منتظر آمدن آيرتون شدند چونكه بنا بر قراريكه داده شده
بود امروز بوقت صبح بايد كه آيرتون بگرانيتهاوز بيايد. ناب و پا نقروف بر سر پل منتظر
بايستادند . تا بظهر منتظر شدند از آيرتون هيچ اثرى و خبرى معلوم نشد . شام شد
بازهم آيرتون نيامد . باز تلگراف كشيدند هيچ جواب نگرفتند . انديشه مهاجران
بدرجه نهايت رسيد . آياچه شد ؟ اگر آيرتون در آغل نيست پس كجاست ؟ آيا كشته
شد ؟ آيا اسير افتاده ؟ هاربر گفت :
- بلكه در ستونهاى تلگراف خرابى پيش آمده باشد .
ژده ده ثون - ميشود !
سيروس - تا فردا صبر كنيم به بينيم چه ميشود ؟
به انديشه تمام تا بفردا صبر كردند . صبح سيروس باز تلگراف كشيد. باز هيچ جواب
نيامد . گفت :
- به آغل بايد برويم .
پانقروف - خوب مسلح بايد بشويم .
قرار دادند كه ناب را در غرا نيتهاوز بگذارند . ناب تا بسريل ايشانرا همراهى كرده
بعد از گذر كردن ايشان پلرا ميبردارد ، و در پشت درختان منتظر ورود رفقا پنهان مى
نشيند .
على الصباح مهندس با رفقاى خود خوب مسلح شده براه افتادند . و راه آغلرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
