Machine transcription
( ٣٥٦ )
که از وظیفۀ خود افزونتر کارها کنم» لهذایك فکر بسیار دلاورانه بخاطرش خطور
نمود که آنهم خود را فدا کردن و جزیره را با مهاجران رهانیدنست ! این مسئله را
نیز آیرتون تفکر نمود « که سبب یگانه آمدن این کشتی بصورت رهزنی به پیشگاه جزیرۀ
لینقولن منم . چرا که فکر این رهزنی دریائی را بدماغ بوب هاروی من انداخته بودم،
و هر شقاوتی که او آموخته معلم اول او من بوده ام . که بسبب آن تعلیمات من آخر الامر
رئیس اشقیای بحری شده تا بدینجاها رسیده است » آیرتون را ازین تفکر خیلی دهشت،
و شرمساری دست داد و وجدانش بر و حکم کرد که میباید این کشتی را بعهمۀ کشتی نشینانش
بر هوا نماید ، و خود را نیز با آن یکجا محو و نا پدید گرداند . آیرتون در اجرای این فکر
خود هیچ تردد نورزید . واینهم به او معلوم بود که در ینگو نه کشتیهای رهزن باروت
بسیاری موجود میباشد ، و مخزن بارت هم در ینقسم کشتیها همیشه در طرف دنبال کشتی
میباشد . لهذا خود را بآن مخزن رسانيدن و يك شرری در ان انداختن به اجرای
مقصد آیرتون کافیست .
آیرتون بکمال احتیاط ، و تمام دلاوری از سطح کشتی به طبقۀ پایانی از راه زینه
فرو آمد . درین طبقه كه يك دالان بزرگ طولانی بود عملۀ کشتی بیخودانه و مستانه
افتاده و بخواب رفته بودند .
در زیر ستون کشتی یك فانوسی آویزان بود و به ستون مذکور از اجناس مختلف
اسلحه مربوط میبود . آیرتون از میان اسلحه يك طپانچه شش میل براورد طپانچه را
معاینه نمود . دید که از جنس بسیار اعلا و هر شش میلش پر است . دانست که بآتش دادن
يك كارطوس آنرا در مخزن باروت کشتی را بر هوا خواهد پرانید .
طپانچه را بدست گرفته بسوی آخر دالان مذکور که مخزن باروت در انجا بود پیش
رفت . هر چه که پیش میرفت فانوس روشنیتر کمتر میشد که بسبب تاریکی ممکن نمیشد
تاپای آیرتون به یکی از خوابیده ها بر نخورد ، و هربار که پایش بکسی بر میخورد هزاران
فخش میشنید . آیرتون به احتیاط و تانی برفتن دوام ورزیده تا به پیش دروازۀ مخزن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
