Machine transcription
- ( ۳۲۸ ) -
شب را بکمال سکون و آرامی بسر آوردند . غیر از پانقروف که به پاسبانی مشغول بود دیگر رفقا در کمره کشتی بکمال راحت بخوابیدند .
روز دیگر بوقت صبح پانقروف بوناد و آشور را براه انداخت . باد چون موافق بود از نزديك خشکه قطع مسافه مینمود . مهاجران این خشکه بسیار بلند را پیش ازین بگردش پیاده روی نیز دیده اند و حالا از طرف بحر می بینند . مهاجران به لطافت و هیئت بسیار عجیب این ساحل حیران ماندند . کشتی را به بسیار آرامی از نزديك ساحل میراندند . حتی یکدوسه بار به لنگر انداختن نیز مجبور شدند چونکه ژه ده نون تصویر بعضی منظره های ساحلرا گرفت. بوقت پیشین به پیش آبشار بسیار بلندی که از ریختن نهر آبشار بدریا حاصل آمده است رسیدند . در پیش این منظره لطیفه نیز یکقدری توقف نموده و عکس آنرا گرفته روانه شدند بعد ازین درختهای پشته ساحل رو بکمتری نهاد . ساحل بطرف کوه فرانقان هر چه که نزديك شده میرفت کسب بلندی میگرفت. و هیئت مجموعه آن چنان يك منظره غریبه عجیبه پیدا میکرد که در هیچ طرف دنیا امثال آن دیده نمیشد .. مهاجران اینجا ها را از سر کوه فرانقان ندیده بودند . و تا بحال به این طرفها هم نیامده اند . کوه فرانقان از ینطرف مانند دیوار سنگئی سر بفلك كشيده رفته است که جهت پایان این دیوار سر راست در برابر سطح دریا مغاره ها ، وطاق نماها ، وشکها ، وقبه ها ، و گنبدها ، و پلهای سنگئی طبیعی قدرتی بوجود آمده که حدو حساب ندارد بدایع گوناگون طبیعت خارج قوه مخیله آثار غریبه عجیبه در نجارونما کرده است در بعضی جاها آنقدر کاواکیها وسوفهای تاريك ودرازی از سطح بحر در زیر کوه در آمده است که از دیدن آن انسانرا حیرت و دهشت دست میدهد . مهاجران این منظره های عجیبه و غریبه را بکمال حیرت تماشا کرده ساکنانه و ساکتانه بر راهیکه دارند دوام میوزند . که این سکوت ، وسکونت شانرا عوعوه توپ درینجاها خلل پذیر مینمود . ولوله صدای سگ در گنبذهای طبیعی سنگی طنین انداز آواز میگر دید .. مهندس عوعوه توپ را درینجا نماند ولوله که در کنار چاه غرائیقهاوز می انداخت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
