Machine transcription
- ( ٢٨٥ ) -
رفته اصول استعمال آنها را فراموش کرده ترك داده است ، حتی آتش را نیز نمیداند که چگونه
و چیست ! اگر چه وجودش خیلی کلفتی و توانائی پیدا کرده ولی بعوض توسیع
یافتن اعضای بدنیه حسیات عقلیه اش محو و ضایع گردیده است .
ژه ده ئون به آدم وحشی یکچند سخن گفت . در وحشی هیچ علامت فهمیدن
و شنیدن معلوم نشد ژه ده ئون بدقت و تحقیق بطرف مردمکهای چشمش نظر کرد.
يك کمی آثار ذکاوترا در چشمش مشاهده کرده امیدوار گردید که بعد از انسیت و تربیه به
انسانیت رجوع خواهد نمود .
وحشی برای رهانیدن خویش دست و پا نمیزند ، و هیچ آرزوی گریختن نشان نمیدهد .
همچنان بسته که افتاده ساکت و آرام مانده ، و چشمان خود را بیکطرز حیرت و تعجب
بطرف سه رفیق دوخته مبهوت مانده است . آیا از دیدن همجنسان خود بعضی احوا
لات ، ویادداشتهای هنگام انسانیت خود را حس میکند؟ و یا آنکه قوای عقلیه و حسیات
انسانیه اش کم کم چیزها بد ماغش نقش میکند؟ ژه ده ئون چون یکمدتی بسوی وحشی
مذکور بدقت ملاحظه نمود گفت :
-- وظیفه انسانیت ما همینست که این مخلوق خدارا که از نوع خود ماست بجزیرهٔ
لینقولن با خود برده تاسعی داشته باشیم در راه آدم کردن او کوشش ورزیم .
هاربر – بلی بلی ، بلکه مهندس قوهٔ عقلیه او را واپس بسرش آورده بتواند ، و
يك چاره برای آدم کردن او بیندیشد .
پانقروف شبهه ناكانه يك كله جنبانی کرده با رفقا موافقت نمود ، و بردن وحشی را
بجزیره لینقولن قرار گیر کردید . پانقروف پرسید که :
- آیا همچنین بسته بماند ؟
هاربر - اگر پاهایش را باز کنیم بلکه با ما خود بخود براه برود !
پاتقروف پاهای وحشی را بکشاد. وحشی خود بخود برپا خواست ، وبطرف
آدمهائیکه بالوست با یک نظر متحیرانه انداخته با ایشان براه افتاد . اما از اوضاعش هیچ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
