Machine transcription
- ( ۱۸۹ ) -
دقت میخ شده بود . دو پیپ سربسته ئیکه از زدن آن و صدائیکه از ان میبرامد خالی
بودن آن معلوم میشد بار یسمانهای بسیار کلفت و محکم از دو طرف به صندوق مربوط
شده بود . پانقروف چون به گره ریسمانها دید فهمید که گره کشتیبانانست . اینرا هم
دانستند که اشیای درون صندوق به بسیار خوبی محفوظ باشد . زیرا صندوق از هیچ
طرف زده و زخمی نشده بود اینرا هم استدلال نموده توانستند که این صندوق در بحر
بسیار وقت نمانده باشد . و هم معلوم میشد که یك قطره آب هم در درون صندوق
ندرآمده باشد .
از قرار تخمین مهاجران چنان معلوم میشود که صاحبان کشتی چون دیده اند که
کشتی شان غرق میشود اشیای لازمهٔ خودشانرا درین صندوق انداخته و با دو پیپ
خالی آنرا بسته بدریا انداخته اند که اگر بساحل برسند بی اسباب نمانند . مهندس گفت:
— حالا ما این بار را تا به غرانیتها وز کش کرده میبریم در انجا آنرا باز کرده می بینیم .
باز جزیره را دور میکنیم . اگر در دیگر طرف جزیره آدم یافتیم و صاحب صندوق بودند
اشیای شانرا بدست شان میدهیم ، واگر نیافتیم ......
پانقروف — برای ما میماندنی ؟ اما آیا در میان صندوق چه خواهد بود ؟
در ین اثنا بحر بمد آغاز نهاده بود. آب تا بزیر صندوق و پیپها آمده بود. یکی از ریسما
نهائیکه بار به آن بسته شده بود باز کرده شد ، و ریسمان بکشتی ربط گردید. ناب و پانقروف
دیگر بار از اطراف پاریس کردند . هرکس به صندال سوار شدند ، و کشتی رارانده بار را
با خود کشیدند . نام این دماغه را ( دماغهٔ مال بیصاحب ) نهادند .
بار خوب سنگین بود . پیپها صندوق را بدشواری بر روی آب نگه میداشت . پانقروف
از بیم آنکه مبادا ریسمان کنده شده بار بذریا غرق شود برخه دهمین لرزید . نهایت بعد از
یکنیم ساعت بساحل غرانیتهاوز واصل شدند . بحر چون بجزر آغاز نهاده بود کشتی بابار
در ریگهای کنار دریا نشسته توقف نمود . ناب بتاخت شده انبور و چکش را از
غرانیتها وز بیاورد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
