Machine transcription
- ( 184 ) -
را برساند . هر دو نفر با عصاچوبها ئيكه داشتند راه سنگ پشك را از دريا بريده ناب
فرياد بر آورده گفت :
- واه واه ! چه خوب حيوانست . آيا چسان بگيريمش ؟
هاربر - بسيار آسانست ناب . سنگ پشت راچون يکبار به پشت بگردانيم دوباره
خود را راسته کرده نميتواند . هله چپه کنيمش .
سنگ پشت چون در اطراف خود نظر کرد خود را در کاسۀ خود پنهان كرده
مانند يك سنگپاره ساکن بماند . ناب و هاربر بهزار جد و جهد سنگ پشت را به پشت
چپه كردند. اين حيوان بقدر يك متر در ازی داشت كه ثقلتش بقدر چار هزار كيلو تخمين
ميشد . ناب گفت :
- اين است يك مائده نفيسه ، آيا پا نقروف چقدر ممنون خواهد شد .
بواقعه كه گوشت سنگ پشت بسیار لذیذ است. ناب و هاربر از بر نگشتن سنگ پشت
خاطر جمعشده و برای احتیاط در دور آن يك ديوارك سنگی کشیده بسوی غرايه ها باز
روانه شدند تا عرابۀ دستی را آورده حيوانرا ببرند . هاربر از مسئله سنگ پشت به
پانکروف چیزی نگفت. میخواست كه يكى يكبار پانقروف را نشان داده حیرانش کند.
اما بعد از انكه عرابه را گرفته بجائيكه سنگ پشت را چپه كرده بودند بيامدند از حيوان
اثرى نيافتند . ناب پرسید که :
- مگر سنگ پشتها خود را راسته میتوانسته اند ها ؟
هاربر - ( بحيرت ) ظاهر همين است كه ميبينم . اما موسيوسميت بسيار حيران خوا
هد ماند به بينم كه اينرا چه گونه حل خواهد كرد !
هر دو رفيق با عرابۀ خالى پس های سر خود را خارانیده در جائيكه كشتي مى ساختند
آمدند رفقا آنجا بودند . هاربر مسئله را بكم وكاست بمهندس بيان نمود .
پانقروف - آه چه قدر بود لا آدمانى هستيد . پنجاه بشقاب طعام را برايكان از
دست دادید ها !
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
