Machine transcription
-( ۱۱۹ ) -
من ضامن شما که موسیو سمیت بهمه حال تفنک برای ما بسازد .
مهندس - همه این چیزهائیکه گفتید در جزیره ما پیدا میشود . اما ساختن خود تفنک آنقدر نازک يك كاریست که به بسیار آلات و ادوات متعددی محتاج است . باز هم در ینباب بسان يك فکری خواهیم کرد .
پانقروف - آه ! آه ! چقدر غلط کرده ایم . آیا چرا در وقت آمدن مایان همه آلات و اشیای خود ما را تمامها بدریا انداختیم ؟
هاربر - اگر ما آنها را بدریا نمی انداختیم آنها مار ابدريا می انداخت .
پانقروف - اینهم راستست . اما هر وقتیکه بیادم میآید که ( ژونستان فوروستر ) چون صبح برخاسته باشد و بالون خود را در میدان نیافته باشد آیا چقدر بقهر شده باشد؟
هاربر - بخدا منهم بسیار مراق دارم که آیا چه گمان کرده باشند که بالون شان چه شد؟
پانقروف بيك عظمت و غرور گفت - على الخصوص که این فکر فرار را بابالون اول من عطا نمودم .
ناب - الحق که اینچنین فکر عالی را افلاطون هم مالك نبود . حالا بنگرید که افکار عالی شما ما را بچه جایی انداخت ؟
پانقروف - چه مگر خوشت نیامد ؟ بخدا در نزد من با موسیو سميت وارى يك آدم متفننی در نجزیره آزاد بودن هزار بار بهتر تر است ازینکه در دست جنوبیها اسیر ماندن .
هاربر - البته البته همچنین است پانقروف ، ذاتا چه کبودی داریم که شکایت کنیم؟
ژه ده ٹون - دیگر هیچ کمبودی نداریم مگريك چيز .
پانقروف - آیا چه ؟
ژه ده تون - از نجارهایی یافتن .
مهندس - اگر در نزدیکیهای جزیره ما ديكريك قطعه ، و يا مسكون يك جزیره باشد از نجا بزودی رهایی مییابیم که اینرا هم بعد از یکساعت خواهیم دانست اگرچه خریطه بحر محیط در دستم نیست اما تشکلات آن در ذهنم بخوبی مرتسمست . از قرار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
