Machine transcription
-( ١٠٦ ) -
مهندس - از کار اول .
بواقعه که مهاجران در هر چیزی از اول آن به آغاز کردن مجبوراند . در دست شان
هیچ يك اسباب و آلاتی موجود نیست . دیگر آلاتی که به آن آلات بسازند نیز مفقود
است . برای صبر کردن فرصت هم ندارند ، زیرا بهر چیزی بشدت احتیاج دارند .
لازم است که بساختن اسباب دفع احتیاجات خود آغاز کنند . اما با چه چیز و کدام آلات؟
آهن شان هنوز در میان خاك و سنگ .کاسه و کوزه شان هنوز بحالت گل ، والحاصل
هر محتاج الیه شان « باده در تاك و شیشه در سنگ است » . بنابرین اول آهن باید حاصل
کنند تا از ان آلات و ادوات بسازند، و با آن آلات و ادوات احتیاجات خودرا رفع کنند!
بواقعه که مهاجران آدمان فوق العاده باغیرت و همت مردماني هستند. معلوماتی که
هار بر در علوم طبیعیه دارد خیلی منفعت بخش میشود ، ناب يك مجسمه صداقتست، در
هر کار مهارت دارد ، عاقلست ، مانده گی را هیچ نمیشناسد ، قوتمند و قوی البنیه است .
يك کمی آهنگری هم میداند. پانقروف در هر بحر کشتیوانی کرده. نجار بسیار مکملیست .
کشتی ساز است ، در وقتی که در عسکری رفته بود بخیاطی عسکری کار کرده است .
بکشتکاری و باغبانی مراق زیادی دارد . و الحاصل مانند هر کشتیوان بهر چیزی
وا قفست .
(کار اول ) که مهندس گفته عبارت از يك اسبابیست که مواد نخستین کار را از
حالی بحالی تبدیل بدهد . درینباب حرارت ، واسطه بسیار بزرگ و یگانه کارهاست .
حرارت از آتش بحصول می آید که زغال سنگ و چوب در جزیره خیلی وافر است.
اما چیزیکه اول لازمست همانا ساختن يك داشیست که آتش در ان افروخته شود.
پانقروف پرسید که :
- آیاداش برای چه بکار میآید ؟
مهندس – برای ساختن کاسه و کوزه ئیکه بآن احتیاج داریم .
پایقروف – آیاداش را باچه خواهیم ساخت ؟
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
