Machine transcription
-( ٩٠ )-
قدم از سطح بحر ارتفاع دارد بکمال راحت بخوابیدند .
فردای آن که ( ۳۰ ) م ماه مارچ بود مهندس با همه رفقای خود با زبر ذروۀ کوه
برآمدن خواست . زیرا اگر این جزیره از جزیره های خالی وغیره سکون بحر محیط باشد که
از راه مرور و عبور کشتیها و و اپورها بیرون افتاده باشد در انحال برای قضا زدگان
بیچاره تا بوقت مرگ مسکن دایمی شان خواهد بود. پس مسکن دایمی خود را میباید
که بخوبی به بینند و بدرستی بشناسند .
صبح وقت بود که مهندس با رفقای خود که سگ صادق هم داخل حساب بود از
مغاره برآمدند . مهندس امید میکرد که همه احتیاجات خود شانرا از جزیره تدارك
کرده بتواند . زیرا جزیره را از هر چیزی توانگر یافته بود که همه موجودات آن بحال
طبیعی بود . قابل استعمال ساختن آنها را بيك سعی و کوشش متمادی موقوف میدید.
رفقای مهندس نیز بشر طیکه مهندس شان باشد از ان مرد مانی نیستند که از هیچگونه
سعی و کوشش روگردان شوند . علی الخصوص پاتقروف بعد از مسئلۀ آتش افروزی
مهندس چنان اعتمادی بر مهندس پیدا کرده که نهایت ندارد .
سیروس برای بالا برآمدن ذروه بازهما نراه دیشبه را گرفت . بعد از انکه همه
اطراف ذروۀ برج مانند رادور کردند از غاره مذکور داخل مجراشدند . امروز هوا
لطیف و بی ابر بود . مجرا بوسعت و بزرگی هزار قدم بيك قیفی مشابهت میرساند که
کنارهای دهن قیف عبارت از روۀ کوه است . داخل مجرا از تصلب و انجماد معادن مذاب
شده شکلهای بسیار لطیفی پیدا کرده بود . این يك معلوم نمیشد که آیا آخر مجرا بکجا
ها فرو رفته باشد زیرا چونکه چقوری آن در میان يك تاریکی تیره درونی گم شده
رفته است .
بعد از نیمساعت هر پنج رفیق از دهن قیف مانند مجرای کوه آتشفشان بر کناره ای ذر
وه که باسنگ پاره های مخروطی مزین بود بالا برآمدند. هر پنج رفیق به هر هر طرف
نظر انداخته فریاد کشیدند :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
