Machine transcription
-( ۷۳ )-
پاس دیده میشود که فکر یگانه مهندس بر همین نقطه معطوفست . پانقروف گفت:
موسیو سمیت ! این را از ماه پرسید . چرا که ما نمیدانیم .
مهندس - آیا شما تا بحال نمیدانید ؟
پانقروف - نی تاحال نمیدانیم اما چون بگردیم البته خواهیم دانست .
مهندس - چون چنین است گردش کنیم .
اینرا گفته مهندس برپاخواست .
پانقروف - ماشاء الله ! این از همه خوبتر ! چقدر زود !...
مهندس - بسیار گرسنه ام . اگر یکقدری خوردنی بمن بدهید ضعف و ناتوانیم
سراسر رفع خواهد شد .
پانقروف بعد از یکقدری سکوت گفت :
واحيفا که خوردنی نداریم . زیرا آتش موجود نیست . و هم امید پیدا شدن
آنرا نیز نداریم .
اینرا گفته و مسئلة آتش را از اول تا آخر بیان نمود . مهندس گفت :
به بینم ، اكر يك جسمی مانند قف و سنگ چقماق نیابیم !
پانقروف - خوب ، اگر نیابیم ؟
مهندس - كبريت میسازیم .
پانقروف - آیا كبريت مساله دار ؟
مهندس - بلی .
پره ده تون - دیدی با نقروف ! نگفتمت که اینقدر جای تأسف نیست ؟
اگرچه پانقروف این کار را چندان آسان ندید اما اعتراض هم نکرد. آسمان صاف
بود . آفتاب طلوع کرده باشعاعات زرین خود اطراف را تزئین نموده بود .
مهندس بعد از آنکه بهر طرف يك نظری انداخت بريك سنگی بنشست . هاربر
پيش آمده يكچند دانه ( مدیه ) و يكقدری سبزۀ بحری بمهندس تقدیم نموده گفت :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
