Machine transcription
( ١٦٤ )
ساکن میشود ! خوب چه میگویی فریقو لن ! آیا تو هم بامامی آیی ؟
فر یقولن اینسخن را راست دانسته بشدت گفت :
نی نی ، از برای خدا من نمیروم !
تا پاژ - چرا ؟ چرا ؟ ترا در آنجا با یکدختری از ساکنه های قعر عروسی
میکنیم، چه میشود ، در انجا يك عرق اسود باز میکنید !
فریقولن چون اینگونه حوادث را برای افندی خود میا ور دپرو دانت
میدانست که در حق رو بور چیزی نخواهد آموخت . و از انرو فکر انتقام
را زیاده ترقوت میداد . حتی یکروز برفیق خود گفت :
حالا قانع شدید که فرار کردن از بن سفینه منحوسه ممکن نیست ؟
فیل - بلی ، پرودانت ! هیچ ممکن نیست .
پرو - اما انسان دایما بر حیات خود مالکست، آن حیات چون به اسارت
بگذرد فدا کردن آن لازمست !
- بسیار درست میگوئید ! اگر فدای جان کردن لازم باشد هیچ درنك
نباید کرد .
بلی برادر هیچ درنك لا زم نیست ! آلباتروس قر یبست که بحر
محیط اطلسی را طی نماید . آیا بعد از ان باز بحر محیط کبیر خواهد بر آمد یا
بسوی قطب جنوبی رهسپار خواهد شد ؟ والحاصل همه عمر خود را در
جوهوا خواهد گذرانید که اینچنین زندگانی بدر دما نمیخورد. لهذا انتقام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
